![]() |
![]() |
|
| بياد همه ي كبوتران سفر کرده كه عاشق طبيعت بودند*از جمله بياد پدرم.مدير* |
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آبان1384ساعت 3:32 توسط مسعود -586 |
|
|
مهر كه مي رسد تن هوبره ها مي لرزد. گماشته هاي شيخ هاي عرب، اين در و آن در مي زنند براي گرفتن ويزا و مجوز و هوبره ها هراسان در دشت هاي گسترده، در به در بوته يا تخته سنگي هستند براي فرار از چنگ بحري هاي تعليم ديده.
گرچه طبق قانون شكار و صيد، تمامي گونه هاي در معرض خطر انقراض در ليست ممنوعيت شكار قرار دارند و قرار است هيچ گونه مجوزي براي صيد آنها صادر نشود، اما دراين ميان، بحث هوبره جدا ست . عرب ها شكار هوبره را آن هم با بحري (نوعي پرنده شكاري) دوست دارند و اين دوست داشتن بلايي شده به جان نيمه جان هوبره ها.اتفاقا بحري ها هم از ايران قاچاق مي شوند- از طريق مرزهاي آبي جنوب به وسيله لنج- و البته به قيمتي گزاف به عرب ها فروخته مي شوند. گاهي قيمت بحري ها وقتي به آن سوي آب مي رسند از 13ميليون تومان هم بالا مي زند. عرب ها پولدارند و خوشگذران و تاوان پولداريشان را حيات وحش بي زبان ما بايد بپردازد. البته طبق قانون، شكار هوبره چندان هم غيرقانوني نيست. خوشبختانه در قوانين كشورما هر قانوني كه وضع شده با افزودن تبصره يا آمدن قانوني در گوشه اي ديگر، راه فرارش هم مدنظر قرار گرفته است. به خاطر تنوع حيات وحش كشور و وجود گونه هاي منحصربه فرد قابل شكار و مشهور در سطح جهان در كشورمان، تقاضاهايي متعدد براي سفرهاي اكوتوريستي با هدف شكار به ايران - حتي از سوي سران كشورها- وجود دارد كه در آئين نامه اجرايي شكار ويژه كه در تاريخ چهاردهم فروردين ماه سال جاري بر اساس اصل 138 قانون اساسي توسط هيات وزيران به تصويب رسيده است، آمده: اجراي برنامه هاي شكار توسط مقامات عالي رتبه كشورهاي خارجي در ايران از شمول ضوابط و دستورالعمل هاي عمومي شكار مستثني بوده و تابع مقررات اين آئين نامه است. تمامي دستگاه هاي دولتي و مراجع ذي ربط موظف به رعايت اين مقررات هستند . البته در گوشه اي از اين قانون احتمالا به منظور تسهيل اجراي آن در جهت توجيه طرفداران طبيعت آمده است كه اين آئين نامه بايد از طريق وزارت امورخارجه مورد بررسي قرار گيرد و سپس به سازمان حفاظت محيط زيست ارجاع شود تا با درنظر گرفتن محدويت هايي مثل سهميه شكار و عدم مواجهه با فصل ممنوعيت، پروانه شكار ويژه صادر شود . البته لازم به ذكر است كه به گفته يكي از كارشناسان اين سازمان، تاكنون هيچ درخواست پروانه ويژه شكاري كه از سوي وزارت امورخارجه به سازمان حفاظت محيط زيست آمده باشد، رد نشده است. اما شكار،تنها معضل اصلي افت شديد جمعيت هوبره نيست. باندهاي مافيايي قاچاق هوبره از كشور ما به كشورهاي شيخ نشين آنقدر قوي است كه هر ساله چندين برابر مجوزهاي شكار، هوبره به صورت زنده، جوجه و حتي تخم از كشور قاچاق مي شود و در واقع هر ماه خبري در رابطه با كشف محموله و دستگيري عاملان قاچاق هوبره در جمعيت هاي نه چندان قابل چشم پوشي با متوسط عددي 40 قطعه از گوشه و كنار به گوش مي رسد. محموله هايي هم كه بدون كشف و با خيال آسوده از مرز عبور مي كنند هم كه جاي خودشان را دارند. سالانه بيش از 4 هزار هوبره، جوجه و تخم از ايران به كشورهاي عربي قاچاق مي شود! سازمان حفاظت محيط زيست هم كه در واقع متولي اصلي حفاظت از گونه هاي جانوري، بخصوص گونه هاي در معرض خطر انقراض است، از يك سو هر سال از عدم صدور يا محدوديت شديد صدور پروانه مي گويد و از سوي ديگر رئيس اسبق آن، خانم دكتر معصومه ابتكار در گفت وگو با خبرنگار روزنامه وقايع اتفاقيه با افتخار مي گويد: صدور پروانه شكار هوبره و گونه هاي ديگر براي مقامات كشورهاي خارجي و بخصوص كشورهاي عربي، بيشتر به منزله هديه اي است براي بهبود روابط ديپلماتيك تا به نوعي ما هم در كمك به تسهيل روابط با كشورهاي خارجي با وزارت امورخارجه و وزارت اطلاعات و وزارت كشور سهيم باشيم . او حتي آمار دقيقي از تعداد مجوزهاي صادرشده توسط اين سازمان براي سران عرب ندارد. پس عدم رد مجوزهاي ويژه- حتي در فصل هاي ممنوعيت شكار، يعني فصل جفتگيري و زايمان- حتي براي گونه هاي در معرض خطر انقراض صحت دارد. بازه زماني شكار هوبره هم متاسفانه چندان محدود نيست، در واقع نيمي از سال، عرب ها مي توانند به دشت هاي پهن و زيباي ايران بيايند و از شكار هوبره با پرنده هاي شكاري شان لذت ببرند. البته در گذشته، هوبره ها به صورت بومي، پراكندگي نسبتا خوبي داشتند (بخصوص در ارمنستان، سوريه، مصر، عراق، ليبي، عربستان، كويت و پاكستان كه تا حدودي در جمعيت هاي نسبتا محدودتر در اين مناطق ديده مي شدند)، اما از آنجا كه هوبره ها مهاجرند، در فصل پاييز كوچ مي كنند؛ آن هم به طرف ايران ؛ ايراني كه در گذشته اي نه چندان دور با آغاز فصل پاييز ميزبان دسته هاي هوبره در دشت هاي كرمان، بندرعباس، سيستان و بلوچستان، خوزستان و فارس بود. اما در سالهاي اخير، كاهش جمعيت شديد، آنها را در زمره پرندگان ليست قرمز IUCN (اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي) قرار داده است و تمام اينها در حالي ست كه دفتر نظارت و بازرسي سازمان حفاظت محيط زيست، مدعي ست كه امسال هيچ گونه مجوزي براي شكار و صيد هوبره داده نشده است. البته طي سالهاي گذشته نيز ادعاي سازمان غير از اين نبوده و هميشه با قاطعيت عنوان مي شود نه براي شيوخ عرب و نه براي هيچ كس ديگر، حتي پروانه ويژه براي شكار هوبره صادر نشده است. اما قطعا اين همه شكارچي عرب زباني كه به محض فرا رسيدن فصل پاييز با خانواده و اطرافيان و خدم و حشم به دشت هاي گسترده جنوب ايران سرازير مي شوند، همگي دست خالي و بدون مجوز نيستند؛ بخصوص وقتي در يكي از روزنامه هاي معتبر كشور مي آيد: يك گروه 34 نفره از اتباع امارات متحده عربي قصد داشتند به منظور شكار پرنده هوبره از طريق بندر شهيد رجايي به همراه 17 دستگاه انواع خودرو و 84 پرنده شكاري وارد استان هرمزگان شوند كه به علت نداشتن مجوزهاي لازم از سازمان حفاظت محيط زيست، از ورود آنان به كشور جلوگيري شد و همان روز از طريق دريا به امارات بازگشتند . بنابراين روانه شدن عرب ها از طريق آبهاي جنوبي به سمت ايران در فصل مهاجرت هوبره، امري متداول است كه تنها شرطش هم به همراه داشتن مجوز است. آنها كه مجوز دارند خوش آمدند و آنها كه مجوز ندارند شايد مجبور به بازگشت شوند. و اما جذابيت هاي شكار هوبره براي عرب ها؛ عرب هايي كه معمولا گوشت هوبره را نمي خورند و تنها براي سرگرمي، بحري هايشان را به جان هوبره ها مي اندازند. شايد هم اصلا تقصير هوبره هاست كه رفتار جذابشان در مواجهه با دشمن، آنها را در بين عرب هاي جنگجو اينچنين محبوب و مشهور كرده است. پروير بختياري - پرنده شناس - نام هوبره را مرغ بمب افكن گذاشته است و درباره جذابيت هاي شكار آن مي گويد: هوبره وقتي در آسمان مورد حمله قرار مي گيرد با يك حركت چرخشي به پشت پرنده مهاجم مي رود و با پرتاب مدفوع چسبانكش به سمت پرنده مهاجم، او را در مانور و پرواز دچار مشكل مي كند. مدفوع هوبره با اصابت به پر و بال پرنده شكاري كه عموما بحري است، باعث درهم رفتن و چسبيدن پرها به يكديگر شده و به صورت طبيعي تا فصل پرريزان با پرنده مي ماند و حتي گاهي باعث مرگ او مي شود . البته شكاري هاي آموزش ديده هم روش هاي خودشان را دارند. آنها ابتدا به هوبره نزديك شده و به محض آماده شدن آن براي پرتاب مدفوع، به اصطلاح جاخالي داده و از پرنده دور مي شوند و بعد از اطمينان از خالي شدن پرنده از بمب چسبناك، با يك حمله، آن را به زمين مي كوبند.اما چرا بحري، آن هم بحري چشم بسته؟ بستن چشم، علاوه بر آرامش دادن به پرنده، باعث بالا رفتن دقت عملش هم مي شود. عرب ها بحري را روي ساق دستشان مي گذارند و يك دفعه چشم بند را از روي چشمش برمي دارند. هوبره كاملا همرنگ محيط است و استتارش با زيستگاه به قدري خوب است كه معمولا حضورش به چشم انسان نمي آيد، اما چشمان تيز بين بحري ها كه به دليل وضعيت قرارگيري در جمجمه (كه البته در بين شكاري ها عموميت دارد) امكان خاصي به پرنده براي تشخيص عمق ميدان مي دهد به او اين قابليت را مي دهد كه بسرعت، نزديك ترين هوبره موجود در ميدان ديد را تعيين موقعيت كرده و به آن حمله كند.در هر حال، هر پاييز چه بخواهيم و چه نخواهيم، ايران مقصد شيوخ پولدار عربي است كه با بوي نفت به ايران مي آيند و با بدرقه اي از ايرانيان به كشورهايشان بازمي گردند. پرنده تك همسر هوبره كه محلي ها به آن آهوبره مي گويند از پرندگان بزرگ جثه كويري است كه طول آن به 65سانتي متر مي رسد و معمولا پرواز نمي كند. قامتي بلندداشته و دو رشته پرهاي زينتي سياه و سفيد در حاشيه گردن دارد كه سياهي آن كاملا مشخص است. زمينه پر و بال هوبره ها خاكي بوده و زير بال ها كم و بيش سفيد است. نرهاي نابالغ، شبيه ماده ها به نظر مي رسند، اما پرهاي زينتي حاشيه گردن ماده ها، كمتر است. هوبره ها به طور كلي سه زيرگونه دارند. اين گونه ها در عرض هاي جغرافيايي متوسط تا پايين و در نواحي مديترانه اي، مناطق استپي، بياباني و نيمه بياباني با نواحي باز و بدون پوشش و بوته اي و دشت هاي خشك كه پوشش گياهي آنها حداكثر 2 متر باشد و در لابه لاهاي گز و تاغ ديده مي شوند. هوبره پرنده اي مهاجر است كه در بعضي مناطق از جمله ايران به صورت بومي مشاهده مي شود. هوبره پرنده اي همه چيزخوار است كه از بذرها، دانه ها و شاخه هاي نازك و حتي برگ و گل گياهان تغذيه مي كند. البته ملخ، آخوندك، سوسك، كرم، مورچه و مار را نيز مي خورد، اما اغلب، خوراكش را برگ و عنكبوت، مارمولك و حتي گياهان، ميوه كنار، خارشتر و آنچه كه در دسترس است، تشكيل مي دهد. از شگفتي ها و جذابيت هاي اين حيوان، نحوه جفت يابي آن است كه به اعتقاد بسياري از پرنده شناسان، برجسته ترين رفتار اين حيوان است. هوبره با متانت، بال ها را بلند كرده، كاكل هاي اطراف گردن را پف مي كند، دم را به صورت چتري پايين مي آورد و به طور ناگهاني جست مي زند و يك دفعه برمي گردد. اين پرنده در تمام كارهايي كه انجام مي دهد، مراقب است تا پرنده ماده نظر خود را برنگرداند. هوبره، پرنده اي تك همسر و بسيار متعهد به زندگي زناشويي است. پرنده ماده، تخم ها را در محل كاسه مانندي كه معمولا در شن انتخاب مي كند و داخل آن را با شاخ و برگ پر مي كند، مي پوشاند. اين آشيانه در زير بوته ها و در سايه آنها ساخته مي شود تا هم از آفتاب شديد و هم از ديد دشمنان مخفي بماند. تخم هاي اين پرنده، قهوه اي كم رنگ مايل به خاكستري با لكه ها يا نقطه هايي به رنگ زيتوني است. هوبره يك روز در ميان، جمعا سه تخم و گاهي نيز 4 تا 5 تخم مي گذارد. جوجه ها لانه گريز بوده و پس از خارج شدن از تخم، به دنبال مادر و براي يافتن غذا راه مي افتند و تا يك هفته توسط مادر از راه منقار به منقار تغذيه شده و پس از گذشت 35 روز، آماده پرواز مي شوند |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آبان1384ساعت 3:30 توسط مسعود -586 |
|
|
پناهگاه حياتوحش به محدودهاي از منابع طبيعي كشور اعم از جنگل و مرتع، بيشههاي طبيعي و اراضي جنگلي، دشت و آب و كوهستان اطلاق ميشود كه داراي زيستگاه طبيعي نمونه و شرايط اقليمي خاصي براي جانوران وحشي بوده و به منظور حفظ و يا احياء اين زيستگاهها تحت حفاظت قرار ميگيرد.
در ادامه معرفي پناهگاههاي حيات وحش و مناطق ممنوع شكار، دو پناهگاه سمنان كه از مهمترين مناطق وحش كشور نيز محسوب مي شوند داراي پوشش گياهي و تنوع جانوري زير است: پناهگاه حيات وحش خوش ييلاق : پناهگاه حيات وحش خوش ييلاق در اطراف استانهاي سمنان بين 37/36 الي 2/37 عرض شمالي و 14/55 الي 47/55 طول شرقي واقع شده است. مساحت آن در حدود, 138 هزار هكتار است. پوشش گياهي: انواع گرامينه، درمنه، گون، قيچ، تاغ، بلوط، بلندمازو، ممرز، زبان گنجشك، پيرو، ارس و مايمرز. پستانداران : كل و بز، قوچ و ميش، پلنگ، يوزپلنگ، آهو، شوكا، گرگ و مرال . پناهگاه حيات وحش توران : پناهگاه حيات وحش توران بين 22/36 الي 35 عرض شمالي و 02/57 الي 55 طول شرقي به مساحت 244912 هکتار و در حوزه شهرستان شاهرود از استان سمنان واقع شده است. پوشش گياهي: كمپوزيته و كنوپودياسه . پستانداران : قوچ و ميش ,كل و بز، گورخر، جبير، آهو، پلنگ ويوزپلنگ پرندگان: باقرقره، كبك ، هوبره و زاغ بور. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آبان1384ساعت 2:21 توسط مسعود -586 |
|
|
شايد بسياري از خانواده هايي كه به سفرهاي اكوتوريسمي علاقه مند هستند در طبيعت سخت و خشن با اين حيوان روبه رو شده باشند. حيواني زيبا و به ظاهر خشن كه اگر مورد آزار انسان قرار نگيرد هيج خطري ندارد. گربه وحشي. آخرين عضو خانواده گربه سانان كه اجداد گربه اهلي به حساب مي آيد و شباهت زيادي به آن دارد اما بزرگتر است.
گربه وحشي از گونه Felis catus و خانواده FELIDAE و راسته CARNIVORA است. در نمونههاي خالص و اصطلاحا تيپيك آن در دو طرف بدن دوازده نوار اريب تيره مشاهده ميشود. رنگ بدنش در جنوب قهوهاي آجري و در شمال خاكستري است. وجه تمايز آن با گربه اهلي، دم كوتاه تر، كلفت تر و پشمالوتر با حلقههاي مشابه و نوك سياه آن است. در ضمن، مثل گربه اهلي با طعمه خود بازي نميكند و روي مدفوعش را هم نمي پوشاند. طول بدنش 45 تا80 سانتيمتر و وزنش بين 1.5 تا8كيلوگرم است. در اكثر زيستگاه ها اعم از جنگلي، كوهستاني مرتفع، استپي، بياباني و حتي نزديك اماكن مسكوني ديده ميشود. جمعيت اين گونه هم به خاطر كم شدن طعمه، تخريب زيستگاه و شكار بيرويه، در اكثر مناطق رو به كاهش است. بي شك سفرهاي پايان هفته در دنياي پرتكاپو، پراسترس و ماشيني امروز يك ضرورت است نه يك تفنن. در اين ايام كه به تدريج ذائقه شهروندان عوض شده و ترجيح ميدهند به جاي رفتن به ايستگاههاي سنتي مثل پاركهاي خارج شهر، ساحل دريا، جنگلهاي برنامهريزي شده و امثال آن به جاهايي بكرتر، طبيعيتر و غير استانداردتر بروند و با طبيعت و محيط زيست خشنتر، پرتتر و جديتر روبه رو شوند با يد در نظر داشته باشند آزار و فراري دادن گونههاي بي آزار و وحشي تنها اكوسيستم منطقه را دچار آسيب كرده و روند تخريب را افزايش ميدهد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آبان1384ساعت 2:19 توسط مسعود -586 |
|
شاه بوف شاه بوف با نام علمی Bubo bubo از شاخه مهره داران، رده پرندگان، راسته جغدسانان و خانواده جغدها می باشد. شاه بوف عمدتاٌ در آفریقای شمالی، اروپا، خاور میانه و آسیا یافت می شود. مناطقی که این گونه در آنها زندگی می کند، عبارتند از: افغانستان، آلبانی، ارمنستان، اتریش، آذربایجان، بلاروس، بلژیک، بوسنی و هرزگوین، بلغارستان، چین، جمهوری چک، دانمارک، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، هنگ کنگ، هند، ایران، عراق، اسرائیل، ایتالیا، ژاپن، قزاقستان، کره، قرقیزستان، لبنان، لیتوانی، لوگزامبورگ، یوگسلاوی، هلند، نروژ، پاکستان، مجارستان، پرتغال، روسیه، رومانی، اسلواکی، اسپانیا، سوئد، سوئیس، سوریه، تاجیکستان، ترکیه، اکراین، ازبکستان، یوگسلاوی، گرجستان، لهستان، انگلستان. لازم به ذکر است نسل این گونه در بخش هایی از کشور ترکمنستان منقرض شده است. این جغد در زیستگاههای متفاوتی شامل مناطق جنگلی، بیابان های گرم، کوهستان ها و کنار رودخانه ها قادر به زندگی است. همچنین ممکن است در زمین های باز که دارای درختان کمی هستند مانند علفزارها نیز دیده شوند. البته ترجیح می دهد به خصوص هنگام لانه سازی از مناطق صخره ای به عنوان زیستگاه استفاده کند. شاه بوف به دنبال زیستگاههایی با ذخیره غذایی کافی و مکان های مناسب برای لانه سازی است. شاه بوف ها بزرگترین جغدها در جهان هستند. شاه بوف ها به واسطه بزرگی و چشمهای نارنجی رنگ به خوبی قابل شناسایی هستند. شاه بوف ها عمر نسبتاٌ طولانی دارند. این گونه هیچ دشمن طبیعی واقعی ندارد. در طبیعت تقریباٌ 20 سال و در اسارت حدود 60 سال زندگی می کند. شاه بوف به جز در زمان جفت گیری گونه ای منزوی است. آنها از قلمرو خود در مقابل سایر جغدها دفاع می کنند و تنها اگر با کمبود غذا مواجه شوند، قلمرو خود را با سایر جغدها شریک می شوند. شاه بوف ها ترجیح می دهند در قلمرو خود باقی بمانند مگر اینکه با کمبود غذا مواجه شوند و یا توسط سایر جغدها از قلمرو خود رانده شوند. با وجود اندازه بزرگش به خوبی می تواند بگریزد و همین مسئله موجب گردیده که مطالعه ویژگی ها و عادات آنها در زیستگاه طبیعی مشکل شود. شاه بوف ها بیشتر روز را به صورت غیر فعال روی درختان مرتفع سپری می کنند. آنها شب فعال هستند و هنگام غروب و در طی شب فعال می شوند. البته وقتی با کمبود غذا مواجه می شوند، هنگام روز نیز به شکار می پردازند. شاه بوف ها گوشتخوار هستند. آنها شب شکار هستند و برای شکار از تکنیک های متفاوت استفاده می کنند. آنها صید خود را در هوا و یا روی زمین می گیرند. ترجیح می دهند در مکانهای باز و وسیع شکار کنند تا در جنگل. بیشتر جغدها شکارچیان قابلی هستند و شاه بوف نیز از این قاعده مستثنی نیست. بالهای جغد هنگام پرواز صدای بسیار کمی تولید می کند. با داشتن بینایی شبانه خوب، شنوایی قوی و پرواز آرام و بی صدا صاحب قلمرو خود هستند. آنها تقریباٌ از هر چیزی که بدست می آورند، تغذیه می کنند مانند موش، ول، سوسک و حتی شکارهای بزرگ نظیر گوزن و روباه. همچنین از سایر پرندگان نظیر کلاغ، مرغابی و حتی سایر جغدها نیز تغذیه می کنند. شکار غالب معمولا از زیستگاهی به زیستگاه دیگر متفاوت است اما اغلب از جوندگان کوچک تغذیه می کنند. شاه بوف ها بالاترین حلقه زنجیره غذایی در اکوسیستم هستند. شاه بوف ها در کنترل تعداد جوندگان در اکوسیستم های مختلف نقش اساسی دارند. حذف این گونه ها می تواند به طور قابل توجهی موجب افزایش جمعیت جوندگان شود |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آبان1384ساعت 2:19 توسط مسعود -586 |
|
|
«اوضاع حيات وحش كشور بسيار بحرانى است.» چيزى كه سال ها است بسيارى از كارشناسان متخصص داخلى و خارجى و طرفداران واقعى محيط زيست هشدار مى دهند اما به رغم تمامى اين هشدارها هر ساله با نزديك شدن به فصل سرما سازمان محيط زيست بدون توجه به اين نظرات، اقدام به صدور پروانه شكار براى شكارچيان مى كند. اما آنچه به نگرانى هاى موجود بيش از پيش دامن زده دعوت سازمان محيط زيست از شكارچيان خارجى به كشور در سال هاى اخير است كه از سال ۷۶ به بعد اين روند شدت گرفته است به نحوى كه در سال ۷۶ تنها يك شركت توريستى اقدام به ورود شكارچى خارجى به كشور مى كرد اما تعداد اين شركت ها بر طبق آمارهاى موجود در سال ۸۲ به ۱۵ شركت افزايش يافته است.
وى گفت: در اين مملكت گرگ ۵۰۰ دلار و قوچ با شاخ ۱۰۵ سانتى متر به بالا ۵۵۰۰ دلار قيمت دارد آيا اين گران است كه تازه مى خواهند ارزان تر هم بكنند؟ دكتر كهرم در ادامه افزود: اين فرد كه چنين اظهاراتى داشته آيا زيست شناس است و چگونه مدعى شده در پاكستان و افغانستان پروانه شكار ارزان تر است. در حالى كه در پاكستان براى شكار يك نوع قوچ اين كشور موسوم به «تار» رقمى معادل ۴۰ هزار دلار مشخص كرده اند به طورى كه پاكستان سالانه فقط مجوز شكار ۳ رأس از آنها را صادر مى كند كه ۱۲۰ هزار دلار مى شود و از اين مبلغ ۵۰ درصد آن به جوامع محلى مى رسد و ۵۰ درصد صرف حفاظت از زيستگاه مى شود اما در اينجا همين مبالغ ناچيز هم به حساب خزانه دولت واريز مى شود. وى مى افزايد: يك توله سگ اهلى در اروپا دو هزار دلار قيمت دارد. آن وقت گرگ كه در رأس هرم غذايى قرار دارد و سلامت زيستگاه هاى ما به آن وابستگى دارد ۵۰۰ دلار. آيا واقعاً مملكت ما اينقدر محتاج است كه حيات وحش اش را با اين قيمت مى فروشد و بعد برخى شركت ها تبليغ مى كنند كه تفنگ و فشنگ و حتى لباس هم مى دهيم تا به ايران بياييد و شكار كنيد؟ دكتر رهنمايى عضو هيات علمى دانشگاه تهران نيز به شرق گفت: جمع كل درآمد حاصل از فروش پروانه هاى شكار به اين ۲۰۰ شكارچى خارجى در سال گذشته با فرض اينكه هر كدام ۵ هزار دلار هم پرداخت كرده باشند، فقط يك ميليون دلار خواهد شد در حالى كه درآمد حاصل از صادرات يك ساعت نفت ايران در روز صدبرابر اين مبلغ است آيا واقعاً كشورى كه چنين سرمايه هاى هنگفتى از نفت و گاز و معادن و... در اختيار دارد اين قدر نيازمند يك ميليون دلارى است كه كشتار يك سال حيات وحش ايران براى ما به ارمغان خواهد آورد؟ وى گفت: متاسفانه برخى مديران ما گمان مى كنند از هر شغلى بايد پول درآورد چون تفكر حجره اى دارند و همه چيز را در اقتصاد مى بينند حتى حيات وحش و منابع طبيعى و اين تاسف آور است. كهرم مى گويد: اگر آقايان مى روند خارج از كشور را مى بينند آنجا هم شكار مى شود اولاً آنها ۱۱ ماه سال حفاظت مى كنند و بعد اجازه مى دهند يك تعداد شكار شود و ثانياً اينكه آنها مديريت مى كنند و مجوز شكار هرگونه اى را نمى دهند. اگر مى گويند شكار ممنوع براى همه ممنوع است، خارجى و داخلى ندارد. اما مى گوييم شكار گونه هاى حمايت شده براى شكارچيان داخلى ممنوع، ولى براى شيخ عرب و شكارچى خارجى آزاد است و حتى آئين نامه وضع مى كنيم كه براى سران كشورهاى خارجى هم آن را آزاد اعلام مى كنيم. كانون ديده بانان زمين نيز در اطلاعيه ديگرى مى افزايد: چگونه مى توان قبول كرد سازمانى كه واژه حفاظت محيط زيست را يدك مى كشد دست به چنين دست ودلبازى در كشتار حيات وحش زند و از واحد اجرايى اين سازمان مى پرسيم براساس كدام پتانسيل و در كجاى ايران صدور اين گونه پروانه هاى شكار را ارزيابى كرده ايد و اگر ارزيابى صورت گرفته پس گزارش آن را براى عموم منتشر كنيد. سيمين دخت خطيبى يكى از اعضاى كانون ديده بانان زمين در اين باره به شرق گفت: حيرت آور است كه يك مسئول محيط زيست در زمينه شكار ايران را با افغانستان مقايسه مى كند در حالى كه انتظار مى رفت اگر قرار است كشورى را الگو قرار دهيم كشورى پيشرفته در زمينه حفظ محيط زيست باشد نه كشورى بدبخت و عقب افتاده مثل افغانستان كه از روى ناچارى چوب حراج به حيات وحش خود زده است و آيا ايران اين قدر در تنگناى مالى قرار گرفته است كه به هر قيمتى شده قصد دارد از شر گونه هاى جانورى خود خلاص شود. وى در ادامه گفت: در شرايطى كه جهان به گفته كارشناسان ششمين موج بزرگ انقراض را تجربه مى كند و وضعيت حيات وحش ايران هم بدتر از هر جاى ديگرى است شكار حيات وحش آن هم براى تفريح و خوشگذرانى و تفنن غذايى كلان سرمايه داران يك تحجر و عقب ماندگى ذهنى و لگدمال كردن تمامى خرد و انديشه جهانى زيست محيطى است. • وضعيت حيات وحش ايران دكتر هنرى يكى از متخصصان اكولوژى كشور است كه ۴ سال قبل در يك سخنرانى انتقادى پس از آنكه تفكر مسئولان سازمان محيط زيست را يك تفكر مخرب و ضد محيط زيستى خواند از لزوم يك خانه تكانى جدى در سازمان حفاظت محيط زيست سخن به ميان راند. امرى كه نه در دولت اصلاح طلب كه حتى با روى كار آمدن دولت اصولگرا هنوز هم محقق نشده است. وى براساس آمار موثقى كه هرگز در تمام اين سال ها توسط سازمان محيط زيست تكذيب نشده است از وقوع بحران جدى در زيستگاه ها خبر داد. كاهش تعداد وحوش پارك ملى گلستان از ۱۶ هزار و ۵۰۰ رأس به دو هزار رأس، در بختگان از ۱۴ هزار رأس به ۵۶ رأس، در بيستون از ۱۲ هزار رأس به زير ۱۰۰ رأس جزيى از اين آمار تكان دهنده بود. به گفته وى از ۷۶۰۰ آهو در موته اصفهان، ۹ هزار رأس آهو قوشه دامغان و ۱۲ هزار رأس كل و بز و قوچ و ميش خوش ييلاق شاهرود و هزاران رأس آهوى گردنه آهوان در سمنان امروز ديگر چيزى باقى نمانده است. بنابر اظهارات دكتر بهرام كيابى مدرس دانشگاه و اولين اكولوژيست حيات وحش ايران طى آمارى كه در سال هاى ۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ به دست آمد بيش از ۱۵۰ هزار رأس قوچ و ميش و كل و بز در ايران وجود داشت كه اين رقم امروز به كمتر از يك دهم كاهش يافته است. به گفته اكبر همدانيان كارشناس ارشد حيات وحش استان يزد، جمعيت گورخر ايرانى از ۲۵۰۰ رأس در توران به ۲۵۰ رأس و به جز منطقه بهرام گور در فارس در ساير زيستگاه هاى ايران كاملاً از بين رفته است. هنريك مجنونيان يكى از برجسته ترين متخصصان محيط زيست كشور در گزارشى درباره عوامل تهديد مناطق هشت علت را يادآور مى شود كه در رأس آنها شكار بى رويه است كه ۹۱ درصد زيستگاه هاى كشور را تهديد مى كند و در رده بندى عوامل تهديد توسط اين كارشناس، چراى بى رويه دام، بوته كنى، تبديل اراضى، جاده سازى، قطع درختان، خطوط انتقال نيرو و فعاليت هاى نظامى به ترتيب از جمله عوامل تهديد مناطق و حيات كشور معرفى شده است. مجنونيان در كتاب مناطق حفاظت شده ايران مى نويسد: وضعيت حيات وحش كشور از شرايط مطلوبى برخوردار نيست و... صدور پروانه هاى ويژه شكار در مناطق تحت حفاظت در چنين شرايطى نمى تواند داراى پشتوانه علمى مطمئن باشد. اين نوع تظاهر به وفور حيات وحش هر هدفى داشته باشد در نهايت به نفع منابع قليل آن نيست و تنها كافى است يك ارزيابى ساده از ظرفيت برد اين مناطق به عمل آيد تا واقعيت روشن شود. با اين وصف تا به امروز اكثريت قريب به اتفاق كارشناسان متخصص محيط زيست خواستار طرح ممنوعيت شكار در كشور شده اند و حتى در يك نظرسنجى به عمل آمده در سال ۷۷ در بين كارشناسان داخل سازمان محيط زيست اكثريت اين افراد بر اين موضوع تاكيد كردند اما نتايج اين نظرسنجى نه تنها هيچگاه منتشر نشد و حتى عملى نشد بلكه در سال ۸۱ سازمان محيط زيست لايحه اى را به دولت برد كه به موجب آئين نامه اجرايى شكار ويژه به تصويب رسيد. با تصويب اين آئين نامه در ۱۴/۱/۸۱ شكار مقامات عالى رتبه خارجى و شيوخ عرب از شمول ضوابط و قوانين شكار داخلى ايران خارج شد و عملى كه تا ديروز جرم محسوب مى شد با وضع اين آئين نامه وجاهت قانونى گرفت. |
||
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آبان1384ساعت 2:15 توسط مسعود -586 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از من بيشتر بدانيد:
مسعود مهندس مکانیک - گرایش طراحی جامدات Gmail : damghanhunter.blogfa@gmail.com |
| پیوندهای روزانه |
|
مهندس دات كام قرن 21 با كلي موسيقي در انتظار شما آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|