تبليغاتX
دوست داران شكار و طبيعت
بياد همه ي كبوتران سفر کرده كه عاشق طبيعت بودند*از جمله بياد پدرم.مدير*

 

طرح شايعات مربوط به صدور پروانه شكار پلنگ ايران براى شكارچيان خارجى بهت تمام دست اندركاران حفاظت را برانگيخت و به آنجا رسيد كه بعضى از سر نااميدى طبيعت ايران را از دست رفته ديدند و از آينده آن دست شستند. اما براى ما و خوانندگان ما بهانه اى شد تا با دكتر بهرام كيابى متخصص حيات وحش و استاد دانشگاه شهيد بهشتى تهران درباره مديريت حيات وحش به گفت وگو بنشينيم. اين متن طورى تنظيم شده كه در پايان ديد صحيحى از مديريت حيات وحش به ويژه در مورد پلنگ به خواننده مى دهد.

•چندى است كه بحث پلنگ ايران متاسفانه يا خوشبختانه بار ديگر مطرح شده و حفاظت گرايان از يك سو و شكارچيان از سوى ديگر هر يك از زاويه اى در مطبوعات و به طرق ديگر پلنگ را در كانون توجه خويش قرار داده اند. جايگاه تاكسونوميك و ويژگى هاى پلنگ ايران چيست و گستره پراكندگى آن تا كجاست؟
160164.jpg
هنگامى كه نام پلنگ ايران (Persian Leopard) برده مى شود منظور زيرگونه Panthera pardus saxicolor است. اعتبار اين زيرگونه در سال هاى اخير تاييد شده است. اعضاى اين زيرگونه عمدتاً در ايران به سر مى برند اما در كپه داغ و تركمنستان، قفقاز، تاجيكستان، ازبكستان، ارمنستان، بخشى از تركيه، افغانستان و شايد كردستان عراق نيز حضور دارند. البته دامنه پراكنش كامل آن را به طور دقيق نمى دانيم زيرا به رغم آنكه پلنگ از بسيارى جهات جانورى مهم به شمار مى آيد، متاسفانه اطلاعات لازم درباره پراكندگى و تغييرات درون گونه اى آن وجود ندارد. فقط مى دانيم گسترش جغرافيايى نسبتاً وسيعى دارد كه ايران در مركز آن قرار مى گيرد اما محدود به ايران نمى شود. آن طور كه ركوردهاى شكارچيان نشان مى دهد پلنگ ايران اگر بزرگترين زيرگونه نباشد يقيناً يكى از بزرگ جثه ترين زيرگونه هاى پلنگ در دنيا است. زيرگونه آناتولى كه tulliana نام دارد از نظر وزن و جثه رقيب پلنگ ايران بود. غير از اين رنگ روشن نيز از ويژگى هاى اين زيرگونه است كه در بخش عمده اى از گستره جغرافيايى آن به خاكسترى مى زند و شايد همين باعث شده كه در بعضى موارد آن را با پلنگ برفى اشتباه بگيرند. به ويژه در قسمت هايى از خراسان كه پلنگ ها نسبتاً موهاى بلندى هم دارند. گو اينكه در همين زيرگونه نيز در نمونه هايى كه مشاهده شده اند _ با پذيرش خطا در تعيين سن _ تغييرات زيادى در رنگ و جثه وجود داشت. در ميان اين نمونه ها پلنگ هايى هستند كه در محدوده جثه پلنگ هاى هندى يا آفريقايى قرار دارند.
•با اين حال آيا همچنان عقيده بر آن است كه پلنگ هاى ايران از يك زيرگونه اند؟
بله. طبق تحقيقاتى كه خانم ميتاپالا (S.Miththapala) انجام داده و متعاقباً در پژوهش هاى بعدى نيز تاييد شده اند، برخلاف باور سابق كه دو زيرگونه براى ايران تصور مى شد _ يا شايد حتى سه زيرگونه _ تمام پلنگ هاى ايران به همين زيرگونه saxicolor تعلق دارند. با اين حال درشت ترين پلنگ هاى ايران در نيمه شمال كشور در مناطقى همچون تندوره، توران، پارك ملى گلستان، خوش ييلاق و... ديده شده اند.
•در مورد پلنگ ايران فقر اطلاعاتى شديدى وجود دارد. مقاله شما و آقايان دره شورى، قائمى و جهانشاهى از معدود منابع مكتوبى است كه دست كم مى تواند ديدى كلى از وضعيت جمعيتى پلنگ و خطراتى كه آن را تهديد مى كند به خواننده بدهد. ظاهراً نه سازمان حفاظت از محيط زيست و نه دانشگاه ها و موسسات پژوهشى تمايلى به بررسى پلنگ از خود نشان نداده اند.
با همفكرى دوستان و با اصرار من اين مقاله نوشته شد. احساس مى كردم كه انگار در غوغاى حفاظت در ايران، پلنگ فراموش شده است. توجهات صرفاً به چندگونه يقيناً مهم و بسيار كمياب معطوف شده بود كه عبارتند از يوز، گوزن زرد و گونه هايى از اين دست. و در اين غوغا يا كارى انجام نمى شد يا صرفاً به همين چندگونه بارز محدود مى شد. شگفتى اينجاست كه جانورى بزرگ جثه همچون پلنگ كه نمى توان آن را ناديده گرفت و جايى از ايران نيست كه كم يا بيش در آن حضور نداشته باشد در اين هياهو گم شده است. از پلنگ حرفى هم به ميان نمى آيد چه رسد به آنكه كارى اساسى انجام شود. من متخصص پلنگ نيستم و همان طور كه مى دانيد درباره مرال تحقيق كرده ام اما به دلايل گوناگون شيفته پلنگ هستم و هميشه آرزو داشتم - در تمام دوران كارى ام در حيات وحش - موضوع تحقيقاتم پلنگ بود. طى سال ها در اين رابطه يادداشت هايى برداشته بودم و با افرادى كه خالصانه در زمينه حيات وحش كار مى كردند گفت وگوهايى انجام داده بودم. مسئوليت درستى اطلاعاتى كه در اين نوشتار چند صفحه اى آمده و انتقاداتى كه بر آن وارد مى شود با من است. اما هدف از نوشتن اين مقاله آن بود كه مى خواستيم نقطه آغازى باشد براى جلب توجه محققين و كارشناسان به اين موضوع. اين نوشتار به نظر من نه يك مقاله علمى به معناى دقيق كلمه بلكه در واقع جمع بندى نگاه و ديدگاه چندنفر و عمدتاً خود من درباره وضعيت پلنگ در ايران است. با آنكه سعى كردم خيلى مختصر و با احتياط نوشته شود اما در نهايت تا آنجا پيش رفتم كه براى تعداد پلنگ در ايران رقمى ارائه كنم. و اين جاى انتقاد بسيار دارد. با اين حال تاكنون چيزى در نقد آن نديده ام و فقط در مواردى بدون هيچ پرسش و ترديدى آن رقم عيناً تكرار شده است. دلم مى خواست در واكنش به آن شاهد كار و برنامه ريزى باشم. گرچه مايه خوشحالى است كه نسل جوان ظاهراً به كار در مورد اين موضوع دشوار و فراموش شده علاقه مند است. اميدوارم كه اين كار به چاپ چند پوستر و غيره خلاصه نشود و به غوغاهاى ديگر نپيوندد.
•اتحاديه جهانى حفاظت از طبيعت و منابع طبيعى (IUCN) گاهى در فهرست سرخ  خويش براى بعضى زيرگونه ها رتبه اى بالاتر از گونه مربوطه در نظر مى گيرد، براى مثال گونه پلنگ را آسيب پذير (vulnarable) و زيرگونه پلنگ ايرانى را در خطر انقراض (endangered) طبقه بندى مى كند. چرا حفاظت از زيرگونه ها مهم است؟ به عبارت ديگر با توجه به اينكه جمعيت   هاى پايدارى از پلنگ در آفريقا وجود دارد چه اهميتى دارد كه وضعيت جمعيتى پلنگ در ايران چگونه باشد؟
بگذاريد كمى آن طرف تر را هم ببينيم. در نگرش جهانى حفاظت در سه سطح مطرح مى شود؛ اكوسيستم، گونه و ژن. اگر همان طور كه كنوانسيون تنوع زيستى نيز به آن پايبند است، بپذيريم كه حفاظت از ژن اهميت دارد و ما وظيفه داريم هر اقدامى كه در طبيعت انجام مى دهيم با اطمينان از حفظ ژن ها باشد، حفاظت از زيرگونه ها نيز قابل توجيه است. چرا كه زيرگونه در واقع دربردارنده بخشى از تنوع ژنتيكى گونه است. تعيين زيرگونه ها در كار حفاظت نوعى سختگيرى تاكسونوميك نيست، بلكه بيشتر به خاطر آن است كه تنوع موجود در طبيعت تا جايى كه امكان دارد به همان شكل حفظ شود.
•پس شايد به همين دليل باشد كه اكنون حفاظت از جمعيت مهمتر از حفاظت از گونه تلقى مى شود.
به نظر مى رسد با توجه به روندى كه انديشه حفاظتى پيموده، پيوسته به سوى واحدهاى كوچكتر كشيده مى شود. به اين ترتيب اطمينان خاطر حاصل مى شود كه از تماميت آنچه هست حفاظت مى شود.
•ارنست ماير (E.Mayr) چند سال پيش از مرگش در مقاله اى مشترك با استفن اوبراين (S.OصBrien) تاكيد مى كند كه گونه واحد تكامل است نه واحد حفاظت. اگر موافق باشيد به موضوع پلنگ بازگرديم. وضعيت جمعيتى و حفاظتى پلنگ در ايران چگونه است؟
پاسخ دادن به اين پرسش بسيار دشوار است. پراكندگى پلنگ بسيار وسيع اما تراكم آن بسيار اندك است. مدام به من خبر مى رسد كه در گوشه و كنار اين سرزمين چقدر پلنگ بى سروصدا كشته مى شود _ به اتهام شكار، نزديك شدن، اقدام يا حتى خطر بالقوه براى دام هاى اهلى. با جمع زدن سر انگشتى اين موارد و با رعايت جوانب احتياط به اين نتيجه مى رسم كه تعداد پلنگ در ايران نبايد كم باشد اما به موازات آ ن به اين نتيجه مى رسم كه تعداد پلنگ هايى كه كشته مى  شوند نيز نبايد كم باشد. يعنى ظاهراً آنچه داريم با آنچه از دست مى دهيم برابرى مى كند. همه اينها آنقدر بى سروصدا اتفاق مى افتند كه از صد مورد يكى هم به مطبوعات راه پيدا نمى كند مگر آنكه چوپانى يا كسى صدمه ديده باشد.
•مهمترين خطراتى كه پلنگ را در ايران تهديد مى كند كدام است؟
پيش از هر چيز بايد به كم شدن طعمه هاى طبيعى اشاره كرد كه آن هم عملاً ناشى از تخريب يا كاهش زيستگاه مطلوب براى جانورانى است كه طعمه طبيعى پلنگ محسوب مى شوند. اين قطعاً تا حدود زيادى ناشى از افزايش بيش از حد دام است.
•آيا در اين سرزمين پهناور جايى براى پلنگ نيست؟
وقتى با شكار طعمه هاى پلنگ عرصه را بر آن تنگ مى كنيم يا زيستگاه طعمه هايش را از بين مى بريم، پلنگ هم سرگردان مى شود و اين قطعاً روى جمعيتش تاثير مى گذارد. پلنگ گونه اى انعطاف پذير است و جمعيت آن به تنهايى نزديك به دو برابر مجموع جمعيت شير، ببر، جاگوار، پوما، يوز و پلنگ برفى است. راز موفقيت پلنگ همين انعطاف پذيرى آن است كه بازتاب آن را مى توان در پراكندگى وسيع اين گونه از آفريقاى جنوبى تا جنوب شرقى آسيا مشاهده كرد. با اين حال وقتى در تنگنا قرار مى گيرد به سوى مناطقى روى مى آورد كه از ديد ما نبايد وارد آن شود و اين مناطق در واقع حوالى سكونتگاه هاى انسان و دام هاى اهلى است. اين برخوردها به طرق مختلف به كشته شدن پلنگ مى انجامد خواه رودررو و خواه از طريق طعمه مسموم يا تله. اين اتفاقى است كه عملاً در تمام ايران رخ مى دهد.
• گوشتخواران به طور طبيعى از تراكم پايينى برخوردارند و هرچه جثه بزرگتر و در نتيجه نياز به جولانگاه بزرگترى داشته باشند، اين تراكم كمتر مى شود. آيا اين تراكم پايين بالقوه مى تواند جانور را آسيب پذير كند؟ اگر به هر دليلى مثلاً در اثر شكار بخشى از جمعيت از بين برود، آيا چنين جانورى در وضعيت شكننده ترى قرار نمى گيرد؟ به عبارت ديگر آيا تاثير شكار يك جانور سم دار و يك جانور گوشتخوار بر جمعيت آنها يكسان است؟
يقيناً همين طور است. وقتى قرار باشد براى جانورى گوشتخوار پروانه شكار صادر شود، بايد دلايل كافى براى توجيه آن وجود داشته باشد. با توجه به روابط بوم شناختى بين عناصر تشكيل دهنده هرم انرژى و بسيارى نكات ديگر، صدور پروانه شكار يك جانور گوشتخوار نسبت به جانور علفخوار از پيچيدگى محاسباتى بيشترى برخوردار است. براى هر گونه خاص بايد نكات ويژه اى در نظر گرفته شده و به سئوال هاى مشخصى پاسخ داده شود تا ببينيم آيا مى توان براى آن مجوز شكار صادر كرد يا خير و در صورتى كه پاسخ مثبت باشد، چه تعداد.
• اين پرسش ها كدامند؟
براى مثال فراوانى جمعيت چقدر است؟ كه اين نياز به يك تخمين جمعيت قابل قبول با حدود اطمينان بالا و بيش از ۹۵ درصد دارد. بايد از روش هايى استفاده شود كه دقيق ترين روش هاى روز باشند نه آنكه مبتنى بر حدس و گمان و نظر و مشاهده چند ردپا و سرگين يا گزارش حمله باشند. اين نشانه ها كاربرد ديگرى دارند و صدور پروانه شكار نبايد مبتنى بر اينها باشد. حال يا از اين روش هاى مدرن تخمين جمعيت اطلاع داريم و مى توانيم آنها را به كار گيريم يا علم و ابزارش را نداريم و از سازمان هاى بين المللى كمك مى گيريم.
• آيا در مورد پلنگ ايران كه طبق فهرست سرخ IUCN زيرگونه اى در خطر انقراض است نيز همين طور عمل مى شود؟
حضور تاكسونى در رتبه هاى بالاى اين فهرست مثل آسيب پذير، تهديدشده يا در خطر انقراض به معناى هشدار است. يعنى بايد دور آنها خط كشيد. يعنى اصلاً شكارشدنى نيستند. من اين را با قاطعيت مى گويم كه حتى اگر هيچ چيز هم براى ما مهم نباشد، حتى اگر جنبه هاى علمى آن نيز براى ما مهم نباشد _ كه بايد باشد و حرف اول را هم مى زند _ دست كم بايد آبرويمان را در مجامع بين المللى حفظ كنيم. اگر چنين اتفاقى بيفتد، هم ما را به سخره خواهند گرفت و هم تعجب خواهند كرد از اينكه كشورى كه خودش عضو و امضاكننده و پايبند به كنوانسيون تنوع زيستى است، بدون توجه به وضعيت حفاظتى حيوانى كه در خطر انقراض است براى آن مجوز صادر مى كند. اين شايعه نمى تواند واقعيت داشته باشد و اطلاً عملى هم نيست.ايران از سال ۱۳۵۵ عضو پيمان بين المللى CITES است و از يك سال پيش از آن پلنگ در ضميمه يك سايتيس قرار گرفته و بنابراين در صورت شكار پلنگ نيز خروج تروفه از كشور غيرقانونى است.طرح چنين مسئله اى براى جانورى كه در خطر است از ابتدا منتفى است، مگر آنكه دليلى وجود داشته باشد و براساس تحقيقات طولانى مدت هم خودمان مجاب شده باشيم و هم سازمان هاى بين المللى را مجاب كنيم كه بايد جانور مورد نظر را از رتبه حفاظتى آن خارج كرد و تنزل داد.
•كه بسيار كار دشوارى است. در مورد خرس گريزلى طرح يك پله تنزل رتبه حفاظتى آن در پارك ملى يلوستون آمريكا جنجالى به پا كرد.
فوق العاده كار دشوارى است. ممكن است از نظر خودمان دلايل قانع كننده اى داشته باشيم و خيلى هم مشتاق صدور پروانه شكار باشيم اما اينها كفايت نمى كند. شايد در مساحت كوچكى كه جمعيت جدا افتاده اى را در خود جاى مى دهد به دلايل فرضى جمعيت جانور گوشتخوار به قدرى زياد شود كه دامداران اطراف اذيت شوند و شكايت بنويسند. آيا در چنين مواردى راه حل فقط كشتن است؟ در ساير نقاط جهان چه مى كنند؟ راه هاى مختلفى براى اعمال مديريت اين نوع حيوانات وجود دارد.
•گفته مى شود ظاهراً در پارك تندوره چنين وضعيتى پيش آمده است.
بسيار خوب، اولاً چنين تصميم گيرى هايى اشكال دارد و به علت در خطر بودن جانور از پاى بست ويران است. دوم آنكه بايد ديد در تندوره چه كرده اند. متاسفانه در اغلب موارد گزارش آسيب رسانى ها تا حد زيادى آگرانديسمان شده و در اطراف آنها داستانسرايى ها مى شود.
•در گزارش گروه متخصص گربه ها نيز آمده كه اغلب به اين داستان ها شاخ و برگ فراوان داده شده و گروه هايى براى شكار پلنگ تشكيل مى شود كه تا حيوان را نكشند بازنمى گردند.
160158.jpg
همين طور است. يكى از مشكلات پلنگ همين است. در بسيارى از نقاط دنيا پس از آنكه يقين حاصل شد جانور گوشتخوارى به مردم محلى ضررى وارد كرده، سازمان هاى مربوطه تلاش مى كنند به نحوى آن را جبران كنند. سعى نمى كنند به آن دامن بزنند، بسيج تشكيل دهند و بنويسند تا اين حيوان نميرد آرامش نداريم. متاسفانه مواردى از اين دست در ايران كم نيست. پلنگ از ديرباز در ايران با تهديدهايى مثل شكار و بسته به منطقه با تهديدهاى ديگر روبه رو بوده است. براى مثال حوادث جاده اى مهمترين عامل مرگ ومير پلنگ در پارك ملى گلستان است.
•به نظر مى رسد اينكه هنوز در ايران پلنگى باقى مانده به همت خود اين جانور بوده وگرنه شير و ببر نيز با همين تهديدها به ديار نيستى رفتند.
بله هنر نكرده ايم كه هنوز پلنگ داريم و اگر بى هنرى نمى كرديم تعدادشان از آنچه اكنون هست بيشتر بود.
•چه اشكالى دارد در منطقه اى پلنگ زياد باشد؟
هيچ اشكالى ندارد. در واقع براساس اطلاعات موجود پلنگ نه فقط از گياهخواران بلكه گاه از گوشتخواران ديگر نيز تغذيه مى كند و محدود به حيوان خاصى نمى شود. به همين دليل از بودن پلنگ ضررى متوجه ما نمى شود و يقيناً از رفتنش هم سودى نمى  كنيم.
•نقش شكار در مديريت حيات وحش چيست؟ آيا مى توان از شكار به عنوان ا

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 2:12  توسط مسعود -586 | 

از كشور نيجريه پلاكى به دست آمد با تصوير پلنگ كه مربوط به قرن ۱۶ يا ۱۷ ميلادى است. مردم بنين پلنگ را پادشاه علفزار مى ناميدند و اين حيوان را سمبلى از قدرت، زيبايى، هوش و فراست مى دانستند كه كسى جز پادشاه حق شكار كردن آن را نداشت. رجوع به نوشته هاى دانشمندان قبل از ميلاد مسيح مانند ارسطو و افلاطون به خوبى نشان مى دهد كه اين گونه زيبا را از زمان هاى بسيار دور مى شناختند.
امروزه مردمان شهرنشين در بسيارى از مناطق به سبب جدايى از طبيعت، اين حيوان را در باغ وحش ها و فيلم هاى مستند حيات وحش مى بينند. فاصله ميان انسان و حيات وحش، به مردم دور از طبيعت شهرها، آميزه اى از ترس و تنفر نسبت به آنچه كه نمى شناسند، آموخت.
۳ سال قبل وقتى به روستايى به نام كندلوس در منطقه كجور واقع در استان مازندران، سفر كردم در بازديد از تنها موزه آن روستا، مجسمه اى ديدم كه روبه روى در ورودى آن قرار داشت. اين مجسمه كه از تنديس دخترى روستايى و پيكر يك پلنگ ساخته شده بود، به خوبى نمايانگر آشتى ميان انسان و حيات وحش بود. افسانه اى زنده و پويا ميان مردم روستا روايت مى شد، دوستى ميان يك حيوان وحشى و دخترى روستايى در حدود ۱ قرن پيش، به خوبى نشان مى داد كه طبيعت وحشى دور از شهر دودآلود و شلوغى كه من آن را مى شناختم، مى توانست چهره ديگرى داشته باشد.
با نگاهى به گذشته مى بينيم كه ۲ گونه از گربه سانان بزرگ ايران براى هميشه منقرض شده اند، اما گويى انقراض اين دو گونه به ما نياموخت كه با طبيعت خود مهربان تر باشيم و اكنون پس از گذشت نيم قرن از آخرين بارى كه يكى از زيباترين ببرهاى دنيا، ببر هيركانى، ديده شد، انقراض سومين گربه سان بزرگ ايران، يوزپلنگ آسيايى، نيز در راه است! بعد از انقراض شير و ببر مازندران، پلنگ ايران بر مسند پادشاهى گربه سانان ايران نشست با قلمروى كه روز به روز محدودتر مى شود.
• عوامل عمده تهديد پلنگ در ايران
تحقيقات خود را با هدف بررسى وضعيت پلنگ در ايران با سفر به منطقه كجور واقع در استان مازندران از تابستان ۸۱ آغاز كردم. در اين راستا، ضمن انجام مطالعات و عمليات صحرايى، بررسى گزارشات مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محيط زيست، دفاتر مشاهدات روزانه برخى مناطق تحت حفاظت و گزارشات ۲۸ استان ايران در خصوص وضعيت زيستگاه ها و بعضاً نتايج آمارگيرى هاى انجام گرفته از تعداد طعمه پلنگ در مناطق مختلف، فرم هايى تحت عنوان فرم آثار و نمايه هاى پلنگ جهت تكميل توسط محيط بانان در اختيار اداره كل حفاظت محيط زيست در همه استان ها قرار گرفت. همچنين علاوه بر مصاحبه با محيط بانان مناطق مختلف، عشاير و افراد محلى، كارشناسان سازمان محيط زيست در استان ها، افراد مطلع و علاقه مند، جداول بيومترى براى نمونه هاى مختلف شامل حيوان زنده (بيهوش)، لاشه، نمونه هاى تاكسيدرمى و پوست و نمونه هاى جمجمه تكميل شد. علاوه براين براى تعيين ميزان صحت برخى گزارشات واصله عمليات صحرايى و بازديد از مناطق مختلف صورت گرفت. نتايج حاصل از اين تحقيق و بررسى نشان مى دهد كه حضور اين گونه در ۲۶ استان ايران و همه استان ها غير از دو استان همدان و بوشهر، قطعى است. عوامل عمده تهديد پلنگ در ۲۵ استان ايران (همه استان ها غير از استان هاى قم، همدان و بوشهر) به شرح زير شناسايى شد: 
۱- الف- تخريب زيستگاه: تغيير كاربرى زمين و تبديل اراضى، توسعه كشاورزى، مراكز مسكونى، وجود روستاها داخل مناطق تحت حفاظت، تجزيه و تقطيع زيستگاه، افزايش جمعيت انسانى، توسعه شهرى و روستايى، نزديكى به مناطق شهرى، ساختمان سازى، توسعه فعاليت هاى انسانى نامتناسب با ظرفيت  منابع زيستگاه، بهره بردارى هاى بى رويه و بهره بردارى هاى صنعتى و خدماتى.
۱- ب- تاسيسات پالايشگاه، پادگان نظامى و مراكز نظامى، تصرف بخش هايى از مناطق توسط نيروى انتظامى، شبكه انتقال نيرو، بهره بردارى از منابع كانسار، استقرار و توسعه صنايع (موارد الف و ب (۸۰%).
۲- جاده كشى، شبكه جاده دسترسى و جاده و راه هاى ارتباطى، توسعه راه ها همچنين توسعه راه هاى روستايى (۳۲%).
۳- شكار غيرمجاز (شكار پلنگ و طعمه آن)، بره گيرى، ازدياد اسلحه ميان مردم، اسلحه غيرمجاز، طعمه مسموم، تله گذارى براى پستانداران، شكار براى تروفه و دريافت جايزه شكار تروفه، كاهش طعمه پلنگ (۷۶%).
۴- كمبود پرسنل حفاظتى، كمبود امكانات، كمبود واحدهاى حفاظتى مناسب، كمبود اعتبارات جهت رفع مشكلات زيستگاه ها مانند مشكلات حاصل از خشكسالى، عدم وجود راه هاى ارتباطى مطمئن (۳۲%).
۵- عدم آشنايى اهالى محلى، عشاير و دامداران كوچنده با فرهنگ زيست محيطى (۳۲%).
۶- چراى بى رويه دام و وجود دام مازاد در مناطق (۷۲%).
۷- زباله هاى نظامى، زباله هاى شهرى اطراف مناطق مورد نظر كه مى تواند سبب افزايش سگ هاى شكارى باشد (۱۲%).
۸- خشكسالى و شرايط اقليمى نامساعد (۸%).
۹- اثرات جنگ ايران و عراق (۸%).
۸۰ درصد از استان هاى مورد بررسى به طور عمده داراى عوامل تهديد گروه اول (۱- الف و ۱- ب) ۷۶ درصد از آنها داراى عوامل تهديد گروه سوم و ۷۲ درصد آنها داراى عوامل تهديد گروه ششم هستند.
لازم به ذكر است كه اين آمار عوامل عمده تهديد زيست اين گونه را از نظر كيفى و ميزان اهميت و تاثير عامل تهديدى بررسى نمى كند. بلكه تنها نمايانگر آن است كه چند درصد از اين ۲۵ استان مورد بررسى، داراى عوامل تهديد گروه اول تا نهم به طور عمده و قابل توجهى هستند. همچنين اين نكته نيز شايان توجه است كه برخى از اين عوامل گونه جانورى پلنگ را به طور مستقيم در معرض خطر قرار مى دهند، برخى ديگر به طور غيرمستقيم و برخى نيز به صورت چندجانبه عمل مى كنند و از چند طريق بر روى زيست اين گونه تاثير منفى مى گذارند. اگرچه پلنگ نسبت به ساير گربه هاى وحشى توزيع گسترده اى دارد و انعطاف پذيرى زيادى در ارتباط با طعمه و زيستگاه از خود نشان مى دهد، بيم آن مى رود كه در آينده اى نه چندان دور با كاهش شديد جمعيت آن در ايران مواجه شويم. چنانچه طبق جديدترين فهرست سرخ IUCN نيز اين زيرگونه در خطر انقراض (endangered) معرفى شده است، امروزه نيز از شواهد موجود چنين برمى آيد كه تعداد پلنگ در برخى مناطق كاهش چشمگيرى داشته است. از جمله استان هايى كه به سبب شرايط ويژه خود تعداد پلنگ در آنها بسيار كاهش يافته است مى توان به استان هاى كرمانشاه، كردستان و سيستان و بلوچستان اشاره كرد. همچنين استان گيلان نيز با داشتن جنگل هاى وسيع و زيستگاه هاى مناسب جهت زيست اين گونه جانورى به لحاظ سرعت تخريب اين زيستگاه ها نيازمند توجه بيشترى نسبت به گذشته است. اين مقوله نيازمند بررسى هاى بيشتر در سطح منطقه اى است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 2:9  توسط مسعود -586 | 

تاريخ حيات وحش ايران به همان اندازه كه خاطرات تلخ كشتار يوزپلنگ ها را در حافظه خود به ثبت

 رسانده شاهد سلاخى و كشتار بى رحمانه پلنگ ها به دست شكارچيان و مردم ناآگاه نيز بوده است. زير گرفتن ۴ قلاده پلنگ در جاده پارك ملى گلستان توسط رانندگان بى احتياط در زمستان سال ،۸۳ كشتن يك قلاده پلنگ ماده در جنگل هاى عباس آباد در سال ،۸۲ كشتن يك پلنگ توسط اهالى يكى از روستاهاى اطراف رشت به ضرب چوب و چماق در سال ،۸۳ تكه تكه كردن يك توله پلنگ در چالوس در سال ۸۲ تنها به جرم ديده شدن در نزديكى شهر، كشته شدن پلنگ در يكى از روستاهاى قائم شهر به ضرب گلوله توسط روستاييان ناآگاه و كشتن همزمان يك پلنگ و گرگ ماده در سوادكوه مازندران در سال ۸۲ و سپس به آتش كشيدن حيوان نيمه جان توسط روستاييان و... تنها گوشه كوچكى از ظلم و جفايى است كه توسط مردم ناآگاه بر سر اين حيوان آمده است و در تمام موارد اين پلنگ بود كه به وحشيانه ترين شكل ممكن كشته شده است. براى مثال توله پلنگى كه در چالوس تكه تكه شد جرمش فقط عبور از حاشيه شهر و ديده شدنش توسط مردم بود اما مجازاتش ضربات چوب و چماق و تبر بود كه بر سر و رويش فرود مى آمد تا اينكه بالاخره سر از بدن حيوان نيمه جان جدا كردند و لاشه اش نيز قطعه قطعه شد.در عين حال وقتى برخى مطبوعات خبر اين واقعه را درج كردند، نوشتند: «پلنگ وحشى توسط مردم كشته شد»!كمبود طعمه و تخريب زيستگاه همواره دو عامل مهم بوده تا حيوان به قصد يافتن غذا به اماكن مسكونى نزديك شود غافل از اينكه چه به روستاها بيايد و چه نيايد در هر دو حالت محكوم به مرگ است. اگر به روستا پناه بياورد با چوب و چماق و تبر از او استقبال مى شود و اگر هم در زيستگاه بماند سرنوشت پلنگى را خواهد يافت كه سال گذشته در سيستان و بلوچستان از گرسنگى جان باخت.منطقه حفاظت شده بزمان در سيستان و بلوچستان تا تابستان سال گذشته تنها دو قلاده پلنگ بالغ و دو توله پلنگ داشت كه يكى از توله ها بعد از جدايى از والدين در نتيجه گرسنگى و فقر منابع زيستى سرانجام جان باخت تا انقراض نسل پلنگ در سيستان و بلوچستان بلكه به يك زنگ خطر و هشدار جدى تبديل شود.دور نيست روزى كه مجبور شويم قلم را روى كاغذ بلغزانيم تا بنويسيم هم اينك نسل پلنگ در آستانه انقراض جدى است....

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 2:2  توسط مسعود -586 | 
 دايره اجرايي اداره نظارت و بازرسي سازمان محيط‌زيست در سال جاري تاكنون 40 پروانه شكار صادر كرده است. از اين ميان 5 پروانه براي شكارچيان خارجي و بقيه براي ايرانيان صادر شده است. افشين كرمي معاون دايره اجرايي اين خبر را داد.


قيمت مجوز شكار در ايران در مناطق ويژه 232 هزار تومان و در مناطق آزاد 21 هزارتومان است. شكارهاي بزرگ ايران هم قوچ و كل است كه جزو شكارهاي پرطرفدار دنيا محسوب مي‌شود. اگر شكارچي حرفه‌اي هستيد ايران با داشتن بهترين تروفه‌ها برايتان مثل بهشت است و اگر شكار براي شما فقط يك سرگرمي است تا از روزمره‌گي بيرون آئيد باز هم شكار در ايران مثل يك رويا است. رويايي كه ممكن است وقتي بيدار مي‌شويد براي شكرگذاري نفسي از سر آسودگي بكشيد!

قوانين و جريمه‌ها

سازمان حفاظت از محيط زيست در 20 ماده قوانين مربوط به شكار و ماهيگيري را دسته‌بندي كرده است. اندازه جريمه‌ها نسبت به قانون‌شكنيها متفاوت است. مثلا هر كس « مبادرت به شكار و صيد در مناطق ممنوع و يا خلاف محدوديت‌ها و ممنوعيت‌هايي كه سازمان در حدود اختيارات قانوني خود تعيين و آگهي كرده است و شكار غيرمجاز در قرقهاي اختصاصي كند و يا شكار و صيد با وسايل و از طرق غيرمجاز و يا شكار با استفاده از اسلحه ديگران انجام دهد» به جزاي نقدي از يكصدهزار تا يك ميليون ريال يا حبس از يك ماه تا شش ماه محكوم مي‌شود.

اگر هم كسي «شكار و صيد در مناطق حفاظت‌شده و پناهگاههاي حيات‌وحش بدون تحصيل پروانه ويژه و صيد غيرمجاز در رودخانه‌هاي حفاظت شده انجام دهد» مجازات حبس از سه ماه تا سه سال برايش در نظر گرفته مي‌شود و يا به جزاي نقدي از يك ميليون و پانصدهزار ريال تا هجده ميليون ريال محكوم مي‌شود.
تفنگهاي شكاري

در ايران هر فرد 18 ساله مي‌تواند سه تفنگ داشته باشد. يک تفنگ گلوله‌زني براي شکار پستانداران، يک تفنگ گلوله‌زني با کاليبري کوچکتر از 6 ميليمتر براي تمرين تيراندازي و يک تفنگ ساچمه‌زني براي شکار پرنده. البته اقليتهاي ديني مي‌توانند براي شکار برخي از حيوانات ديگر مثل گراز و خرگوش با تفنگ ساچمه‌زني نيز پروانه شکار دريافت کنند.

صدور مجوز نگهداري و حمل سلاح به عهده نيروهاي نظامي و صدور مجوز شکار با تفنگهاي شکاري به عهده سازمان حفاظت محيط زيست است. براساس قوانين ايران، به تفنگهايي که کاليبر آنها کوچکتر از 6 ميليمتر باشد، پروانه شکار داده نمي‌شود.

«در ايران تفنگ گران است. وارداتش هم ممنوع. بيشتر تفنگ‌هاي بازار دست كم بيست و شش سال از عمرشان گذشته است. آنها كه مي‌خواهند پرنده بزنند، تفنگ ساچمه‌زني مي‌خرند. چهار بسته هزار توماني براي ارزان‌ترين نوع‌اش. هميشه ارزان‌ترين ساخت وطن است. شكار بزرگ تفنگ گلوله‌زن مي‌خواهد. براي اين تفنگ، ارزان‌ترين معناي روشني ندارد. 15 چك يك ميليون توماني براي گران‌ترين نوعش. البته تفنگ‌هاي گلوله‌زن دست دوم را با 4 يا 5 ميليون تومان مي‌توان خريد.» اين گزارش را چندي يش خبرگزاري ميراث فرهنگي منتشر كرده بود.

يكي از فروشندگان لوازم شكار مي‌گويد: «تفنگهاي برنو زمان رضاخان هنوز هم گلوله‌زنهاي خوبي براي شكار بزرگند. سالم‌ترين‌شان يك و نيم ميليون قيمت دارد.» شكار وسايل جانبي هم مي‌خواهد. كوله، چكمه و قطار فشنگ. اينها بسته به جنس و نوع ساخت‌شان هزينه مي‌برند.
البته نرخ اسلحه در ايران با تمام استانداردهاي بين‌المللي تفاوت دارد. در حالي كه جديدترين سلاحهاي شكاري گلوله‌زني در آمريكا و بسياري كشورهاي اروپايي حدود 700 دلار به فروش مي‌رسد اما سلاحهاي فرسوده و از رده خارج در ايران با قيمتي حدود 5 _ 6 ميليون تومان فروخته مي‌شود و مستلزم عبور از بروكراسي 3 ماهه اداري است.

قوانين ورود شكارچيان خارجي به ايران

طبق قوانين حفاظتي هيچ شكارچي خارجي حق ندارد بدون هماهنگي با دفاتر خدمات مسافرتي با اسلحه وارد ايران شود. در ايران حدود 10 دفتر خدمات مسافرتي در جذب شكارچيان خارجي و برگزاري تورهاي شكار فعاليت مي‌كنند كه تمامي اين گردشگران بايد از طريق يكي از اين دفاتر وارد ايران شوند.

كرمي در مورد نحوه ورود اسلحه و فشنگ مورد نياز شكارچيان خارجي مي‌گويد:«دفاتر خدمات مسافرتي با ارائه درخواستي مبني بر موافقت با ورود شكارچي پرونده امنيتي در مورد درخواست خود را به جريان مي‌اندازند. پس از اعلام موافقت سازمان محيط زيست و اداره كل اسلحه و مهمات كشور مجوز ورود شكارچي موردنظر به ايران صادر مي شود. به محض ورود شكارچي به فرودگاه علاوه بر پرداخت وثيقه به گمرك و فرودگاه جهت تضمين بازگرداندن اسلحه توسط دفتر خدمات مسافرتي، اسلحه و فشنگهاي همراه شكارچي توسط نماينده اسلحه و مهمات كشور بازديد مي‌شود و پس از مطابقت با درخواست تائيد شده اجازه ورود به كشور صادر مي‌شود.»

مبلغ وثيقه براي شكار چهارپايان 15 ميليون تومان و براي گراز و پرنده 5/2 ميليون تومان است كه توسط شركت مسافرتي به محض ورود به كشور به سازمان محيط زيست نيز پرداخت مي‌شود.

كرمي در خصوص نحوه محاسبه مبلغ پروانه شكار با شكارچيان خارجي مي‌گويد:« مبلغي كه به عنوان وثيقه قبل از شكار دريافت مي‌شود به صورت اماني در اختيار سازمان است تا شكارچي شكار خود را به پايان برساند. سپس براساس طول، ركورد و تروفه كه هركدام مبلغ تعريف شده‌اي دارد قيمت شكار محاسبه و دريافت مي‌شود با دريافت اين مبلغ وثيقه پرداخت شده نيز برگردانده مي‌شود.»

وي در مورد نحوه خروج شكارچي به همراه شكاري كه انجام داده، مي‌گويد:« پس از پايان شكار محيط‌باني كه به همراه شكارچي است اندازه‌هاي موردنظر حيوان را يادداشت كرده و سپس پوست و سر حيوان را در جعبه‌اي گذاشته و در آن را پلمپ مي‌كنند و پس از بازگرداندن مبلغ وثيقه‌اي كه در فرودگاه دريافت شده تروفه به آدرس شكارچي ارسال مي‌شود.»
شكارچي خارجي

با اين كه فصل شكار از مهرماه آغاز و تا پايان نيمه اول بهمن ماه ادامه دارد، اوج ورود شكارچيان خارجي در تعطيلات ژانويه است.

علي‌اكبر فدايي مسوول بخش صدور پروانه درباره تفكيك واگذاري پروانه شكار بين شكارچيان داخلي و خارجي به ميراث خبر گفته است: «قوانين موجود براي شكارچيان داخلي با ابلاغيه ادارات سازمان محيط‌‌زيست آغاز مي‌شود. افراد، اقدام به ثبت‌نام كرده و پس از مراسم قرعه‌كشي، مي‌توانند با واريز مبلغ تعيين‌شده به شكارگاه اعزام شوند. ولي شكارچيان خارجي با برقراري ارتباط با يكي از آژانسها به ايران مي‌آيند. تمام امور بروكراسي شكارچيان را آژانس مربوطه انجام مي‌دهد. مبالغي كه براي دو گروه تعيين مي‌شود نيز متفاوت است. شكارچيان داخلي حدود 10 برابر خارجيها از شكارهاي ايراني سهم مي‌برند. امسال قيمت شكار در مناطق ويژه يا حفاظت‌شده 242 هزار تومان و در مناطق آزاد 21 هزار تومان تعيين شده است».

شكارچيان خارجي كه صرفا براي كسب تروفه (شكارهاي بزرگ و پير كه ارزش ورزشي دارند و مي‌تواند يك ركورد محسوب شود) به ايران مي‌آيند، براي دريافت پروانه حدود 5000 دلار پرداخت مي‌كنند و نياز به ثبت‌نام ندارند. هر كدام از اين افراد زودتر نامش در ليست آژانسهاي ورودي قرار گيرد، شانس بيشتري براي تصاحب تروفه‌هاي جذاب شرقي خواهند داشت.

در ايران هشت گونه گوسفند وحشي وجود دارد كه بسيار مورد علاقه و توجه شكارچيان بين‌المللي است. اغلب اين گونه‌ها فقط در مناطق خاصي زيست مي‌كنند. مثلا گوسفندهاي وحشي در نواحي قفقاز، افغانستان، چين، ايران و بخشي از پاكستان يافت مي‌شوند. شكارچيان علاقه‌مند به اين گونه‌ها اغلب از كشورهاي آمريكايي و اروپايي عزم شكار مي‌كنند.
چگونه از شكارچيان خارجي دعوت كنيم؟

افشين كرمي مي‌گويد:« هر سازمان، ارگان و يا آژانس مسافرتي كه مي‌خواهد شكارچي خارجي به ايران دعوت كند ابتدا بايد درخواست خود را به سازمان حفظ محيط زيست ارائه دهد تا پس از مطالعات دقيق اين سازمان، وزارت كشور، وزارت اطلاعات و وزارت امورخارجه راي نهايي در صدور اين مجوز به آژانس اعلام شود.»

وي مي افزايد:«آژانس با توجه به مثبت يا منفي بودن راي نهايي سازمان اقدام به ورود شكارچي يا كنسل كردن سفر مي‌كند.»

صدور پروانه شكار براساس مقرراتي خاص صورت مي‌گيرد و همه افراد متقاضي پروانه شكار ملزم به طي مراحل زير هستند:

الف- ارايه پروانه حمل سلاح، اخذ شده از نيروهاي مسلح (ارتش جمهوري اسلامي ايران، سپاه پاسداران، نيروي انتظامي)

ب- دريافت دفترچه شناسايي ويژه شكارچيان، از سازمان حفاظت محيط زيست. در اين دفترچه مشخصات صاحب دفترچه، مشخصات سلاح، مشخصات پروانه‌هاي صادر شده براي شكارچي (جهت پستانداران و پرندگان)، وضعيت دريافت مهمات شكاري و سوابق تخلف صاحب دفترچه ثبت مي‌شود.

ج) پرداخت بهاي پروانه شكار موردنظر و ارايه فيش بانكي مربوط، به اداره محيط زيست شهرستان و دريافت پروانه شكار.

در پروانه‌هاي شكار شرايط شكار از جمله محدوده جغرافيايي مجاز براي شكار، حيوانات مجاز براي شكار، تعداد آنها و زمان مجاز براي شكار درج شده است و شكارچي ملزم به رعايت آنهاست. در صورت عدم رعايت هر يك از شرايط فوق، با شكارچي طبق قوانين و مقررات شكار و صيد رفتار مي‌شود.

هر شكارچي مي‌تواند در هر سال در طول فصل مجاز دو پروانه شكار چهارپا و يا دو پروانه عادي شكار پرنده با مدت اعتبار معين، از مناطق مختلف در سراسر كشور دريافت كند.

در خاتمه تمامي مشخصات صاحب اسلحه (شكارچي)، اسلحه، پروانه و فيش بانكي توسط مأمور صدور پروانه‌ها در دفتر آمار فروش پروانه ماهيانه در سازمان حفاظت محيط زيست ثبت مي‌شود.
بيماري بروكراسي

طبق گزارشي كه ميراث خبر منتشر كرده  اجراي يك تور شكار در ايران نياز به دريافت 5 مجوز از 5 سازمان و وزارتخانه مختلف دارد و هر شكارچي كه وارد ايران مي‌شود بايد پيش از 10 فرم مختلف اين سازمان‌‌ها را تكميل كند.

هم‌چنين اين بروكراسي پر پيچ و خم باعث مي‌شود سالانه ميليونها تومان از سرمايه‌ آژانسهاي مسافرتي برگزاركننده تور شكار در حسابهاي سازمانهايي مانند سازمان حفاظت محيط‌زيست و گمرك مهرآباد به عنوان وجه ضمانت بخوابد.

يك دفتر خدمات مسافرتي اگر بخواهد تور شكار برگزار كند علاوه بر داشتن مجوز بند «ب» وزارت ارشاد براي اجراي تور موردنظر بايد از سازمان حفاظت محيط‌زيست، وزارت امور خارجه، سازمان اسلحه و مهمات و وزارت دفاع نيز مجوزهاي لازم را دريافت كند.

دريافت اين مجوزها براي هر گروه شكارچي كه وارد ايران مي‌شود معمولا بيش از 40 روز به طول مي‌انجامد.

برگزاركنندگان تورهاي شكار اگرچه دريافت اين مجوزها را كاملا منطقي و براي حفظ محيط‌زيست و امنيت ملي لازم مي‌دانند؛‌ اما معتقدند عملكرد موازي سازمانها در زمينه صدور مجوزهاي لازم باعث شده است كه اين روند بيش از آنچه لازم است طول بكشد. «سيدمصطفي خليلي» كارشناسي ارشد محيط‌زيست و مديركل سابق دفتر حيات‌وحش و آبزيان سازمان حفاظت محيط‌زيست، مي‌گويد:‌ «با تشكيل كميته‌اي متشكل از نمايندگان و كارشناسان هر يك از سازمانهاي مربوطه و هماهنگ كردن عملكرد اين سازمانها براي اجراي روند دريافت مجوزهاي شكار مي‌توان اين زمان را به كمتر از يك هفته تقليل داد.»

از سوي ديگر صدور ديرهنگام مجوزهاي شكار و تعيين منطقه تعداد شكارهاي مجاز در هر سال باعث مي‌شود كه آژانسهاي برگزاركننده تورهاي شكار تا آخرين لحظات امكان برنامه‌ريزي دقيق نداشته باشند.

اين در حالي است كه مشتريان بين‌المللي شكار حرفه‌اي عموما با توجه به حساسيتي كه در انتخاب محل و نوع شكار به خرج مي‌دهند از يك سال قبل برنامه‌هاي خود را مشخص و درخواستهاي خود را براي انجام شكار در ايران به آژانسهاي مربوطه ارسال مي‌كنند.

بنابراين نامشخص بودن وضعيت مناطق شكار در نقاط مختلف كشور و تعداد شكارهايي كه مي‌توان در اين مناطق زد، باعث مي‌شود آژانسها تا آخرين لحظات نتوانند برنامه مشخصي به مشتريانشان ارايه كنند. غيرقابل پيش‌‌بيني بودن اين موضوعات تا آخرين لحظات باعث شده است كه در بسياري از مواقع تورهاي برنامه‌ريزي‌شده بسياري كنسل شود و ضررهاي جدي را متوجه آژانسهاي برگزاركننده تورهاي شكار كند.
به عنوان مثال «مراد ذوالفقاري» راهنماي تور شكار اول مرداد ماه به ميراث‌خبر گفته است: «در حالي كه آغاز فصل شكار معمولا از اول پاييز است حداكثر بايد تا آخر تير ماه مشخص شود كه امسال درچه مناطق كدام گونه‌ها را به چه تعداد مي‌توان شكار كرد؟ اما امسال هنوز اطلاعاتي در اين زمينه ارايه نشده و در حالي كه كمتر از 2 ماه به ورود شكارچيان به كشور باقي‌مانده ما هنوز نتوانسته‌ايم برنامه‌هاي خود را براي اجراي شكارهاي درخواستي آنها مشخص كنيم.»

پرداخت وجه ضمانت هم داستان مفصلي دارد. با وجود اينكه «محسن عطار» كارشناس دفتر نظارت و بازرسي سازمان حفاظت محيط‌زيست گفته:‌ «وجه ضمانت پروانه شكار بلافاصله بعد از تسويه حساب بازگردانده مي‌شود.» آژانس‌داران مدعي هستند كه روند بازگرداندن اين وجه ضمانت معمولا بين 6 ماه تا يك سال به طول مي‌انجامد.

«ذوالفقاري» راهنماي تور شكار در اين زمينه از وجه ضمانتي مي‌گويد كه آبان ماه سال گذشته پرداخت شده و با وجود اينكه مراحل تسويه‌حساب صورت گرفته و تا فصل شكار بعدي نيز كمتر از دو ماه باقي است هنوز اين وجه ضمانت بازگردانده نشده است.

به اين ترتيب سالانه ميليونها تومان سرمايه آژانسهاي برگزاركننده تور شكار به دلايل مختلف بلوكه مي‌شود و در نتيجه ضررهاي بسياري را متوجه اين دفاتر مي‌كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 1:57  توسط مسعود -586 | 
جاذبه‌هاي گردشگري: يك شكارچي ايراني در ارتفاعات ورجين در شمال تهران ركورد قوچ البرز مركزي را در جهان از آن خود كرد.


تاكنون شكاچيان زيادي از كشورهاي مختلف براي ركورد قوچ البرز به ايران سفر كرده‌اند. ولي در نهايت اين شكار خالص و جذاب را شكارچي ايراني از پا انداخت. طول شاخ اين قوچ 9ساله 74 و 75 سانتيمتر است. ويژگي ديگر اين قوچ خالص بودن نژاد البرزي آن است. اين ركورد روز بيستم آذرماه امسال به دست آمد و مجيد موسي‌خاني شكارچي ايراني كه سابقه شكار گوزن كانادا و سوئد را دارد ركورد اين گونه را نيز به نام خود ثبت كرد.

قوچ البرزي كه بين شكارچيان بين‌المللي طرفداران زيادي دارد داراي شاخ دايره‌اي شكل بوده و ريش زير چانه‌اش كم و فلفل‌نمكي است. اغلب قوچ‌هاي البرزي به خاطر تركيب با قوچ اوريال داراي ريش بلند هستند. خلوص نژادي يك امتياز براي ركورد شكار  به حساب مي‌آيد.

اين قوچ 9ساله ديگر قدرت باروري نداشته و شاخ بلندش موهاي گردنش را تراشيده است. شكارهاي تروفه بخشي از بهره‌برداري از طبيعت در قالب اكوتوريسم است.

 منطقه ورجين تحت حفاظت و مديريت اداره محيط‌زيست استان تهران قرار دارد. به گفته افشين كرمي رييس اداره اجرايي اداره نظارت و بازرسي سازمان محيط‌زيست تعداد پروانه‌هاي شكار در استان تهران در سال جاري تاكنون حدود 40 پروانه بوده كه 5پروانه براي شكارچيان خارجي و بقيه براي ايرانيان صادر شده است.

 قيمت مجوز هر شكار در مناطق ويژه 232هزار تومان و در مناطق آزاد 21هزارتومان است. پروانه شكار ورجين به قيمت منطقه ويژه محاسبه مي‌شود. شكار بزرگ ايران كه معطوف به قوچ و كل مي‌شود جزو شكارهاي پرطرفدار دنياست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 1:50  توسط مسعود -586 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
از من بيشتر بدانيد:

مسعود
مهندس مکانیک - گرایش طراحی جامدات

Gmail : damghanhunter.blogfa@gmail.com



پیوندهای روزانه
مهندس دات كام
قرن 21 با كلي موسيقي در انتظار شما
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته دوم بهمن 1384
هفته چهارم آبان 1384
پیوندها
تاريخانه ..... نمادي ملي از دامغان
شكار و طبيعت ... امان عزيز
رايگانهاي اينترنت ..
انجام پروژه هاي مهندسي مكانيك
مؤسسه حفاظت از پلنگ
پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايی
انجمن حفاظت از پلنگ برفی
انجمن حفاظت از پلنگ ايرانی
گروه متخصصين گربه سانان
صندوق حفاظت از يوزپلنگ
انجمن يوزپلنگ ايران
قلمرو کوهستان ایران
بزرگترين مركز توريستي شكار در خاورميانه و اروپا..(ايران)
گروه حيات وحش ايران
وب سايت سازمان حفاظت محيط زيست
انجمن جبهه طبيعت
اشك پنهوني من
قلب شكسته من ....
دنياي کامپیوتر آنلاين ....
شهر من دامغان .....
تو همون حس غریبی که همیشه بامنی
يه آشناي اينترنتي........
يه دنيا احساس ......
نمي دونم از كدوم ستاره مي بيني من
دانشگاه من...
جهاد نصر كوثر تهران......
با طبيعت .....
دنياي جاوا ........
عکس برای وبلاگ ......
آموزشگاه مجازي......
زير پوست دانشگاه .......
همه چيز از تكثير حيوانات .......
جبهه سبز ايران................
تربيت وآموزش سگ شكاري.........
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

بخش تخصصي دامغان هانتر

لينكستان دامغان هانتر را حتما ببينيد

آلبوم عكس دامغان هانتر


ركورد شكار دامغاني ها


عكس منتخب هفته

دوستان عزيز عكس هاي مرتبط با شكار و طبيعت خودتان رابا ذكر كليه مشخصات براي ما ارسال كنيد تا در آلبوم تخصصي ما قرار بگيرد
 





Powered by WebGozar