![]() |
![]() |
|
| بياد همه ي كبوتران سفر کرده كه عاشق طبيعت بودند*از جمله بياد پدرم.مدير* |
![]() جاذبههاي گردشگري: دوربينهاي تله انجمن يوز ايراني در پارك ملي ساريگل، پلنگ بزرگ ايراني را در كادر انداخت. محمد صادق فرهادينيا دبير انجمن يوز ايراني، راجع به پلنگ بزرگ پارك ملي ساريگل گفت:« اين پلنگ بزرگ كه در اندازههاي تروفه است، اسب محيطبان را شكار و گوشهاي مخفي كرده بود. اين گربه شبشكار طي 19روز اين غذا را تناول كرد و دوربينهاي تلهاي انجمن يوز ايراني، توانست عكس او را بگيرد.» دبير انجمن يوز ايراني كه در زيستگاههاي مختلف مشغول بررسي وضعيت يوزپلنگ ايراني است، به ميراث خبر گفت:«طبيعتگردان عاشق تماشاي گوشتخوارانند. تماشاي اين گونهها درآمدهاي ارزي قابل توجهي به دنبال دارد.» او در ادامه افزود:« هنوز اطلاعات چنداني راجع به تعداد و زيستگاه پلنگ ايراني در دست نيست. با شناخت بهتر اكولوژي اين گونه بهتر ميتوانيم برنامههاي حمايتي از يوز را انجام دهيم.» پلنگ يكي از رقباي غذايي يوز ايراني است. پلنگ كه از گربهسانان بزرگ محسوب ميشود، داراي ويژگي رفتاري منحصربه فرد است. معمولا اين گربه به تماشاي رهگذران محل زندگي خود مينشيند، بدون اينكه ديده شود. اين بار اين گربه باهوش، مغرور و منزوي در دام كادر دوربين تلهاي انجمن يوز ايراني افتاد. به اين ترتيب اطلاعات بيشتري از آن در اختيار محققان قرار ميگيرد.» انجمن يوز ايراني تعداد محدودي دوربين در اختيار دارد كه در مقاطع زماني مختلف در پاركهاي ملي خجير، سبزهكوه، مياندشت و ساريگل براي تحقيق روي گونههاي ديگر زنجيره غذايي وابسته به يوزپلنگ، كار گذاشته است. فرهادينيا درباره شباهتهاي رفتاري يوز و پلنگ ادامه داد:« با توجه به تحقيقاتي كه تاكنون انجام دادهايم، زيستگاه بافق يزد داراي جمعيت خوبي از يوز و پلنگ است. سرگينهاي پيداشده مويد اين نكته است. ولي سرگينهاي اين دو گربه شبيه يكديگر است. برخي از محليها از شكار شدن شترهايشان گلهمندند. هنوز مشخص نشده شترهاي آنها را پلنگ شكار كرده يا يوز.» اين دو زيرگونه از رژيم غذايي نزديكي برخوردارند. آهو، كل و بز، قوچ و ميش و جبير غذاهاي اصلي پلنگ و يوز ايراني است. هوشنگ ضيايي در آخرين سرشماريها غذاي غالب يوز ايراني در بافق يزد را خرگوش عنوان كرده بود. تفاوتهاي ظاهري و رفتاري بين يوز و پلنگ وجود دارد. يوز در كنار چشم خطاشك سياه زيبايي دارد. بدنش كشيده و سرش كوچك و صدايش مانند پارس سگ است. تاكنون به انسان حمله نكرده و مانند سگ در شكارهاي سدههاي پيش در كنار شكارچيان حضور داشته است. خالهاي اين گربه سياه توپر است. پلنگ اما دست و پايي كوتاهتر، سري بزرگ و خالهاي توخالي دارد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 2:4 توسط مسعود -586 |
|
|
يك گروه از طبيعتگردان در سفر دو روزه خود در پارك ملي كوير پلنگ جواني را از فاصله 20 متري رويت كردند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 1:55 توسط مسعود -586 |
|
|
فصل جفت گيري تمام شده و ميش ها و بزها باردارند. جلو در ورودي پارك ملي... زنجير انداخته اند و مي گويند چه با مجوز و چه بي مجوز اجازه ورود به منطقه را نداريد، آرامش منطقه را به هم مي زنيد.البته خب، حق هم دارند، يك سال زحمت حفاظت كشيده اند براي همين چند ماه از فصل جفت گيري تا به دنيا آمدن بره ها و بزغاله ها، البته اين را هم گوشه ذهنتان داشته باشيد؛ حدود يك ماه پيش كه آغاز فصل جفت گيري بود و به قول خودشان اوج حساسيت منطقه با جمعي از دوستان براي گشت زني به ورجين رفته بوديم و جالب اينكه در يك روز، بيش از 5 صداي تير شنيديم. محلي ها مي گفتند چند تا خارجي تو كوه هستند. خلاصه، با تمام تفاسير كوتاه آمديم و بدون بگو مگو حق را به آنها داديم و راهمان را به سمت مسيلي كه به كوه هاي حاشيه منطقه مي رفت كج كرديم. حالا ديگر تقريبا فصل جفت گيري تمام شده و ديگر ميش و بزها آبستن هستند، اما هنوز از داخل منطقه صداي شليك گلوله مي آيد. دوستي كه در يك شركت توريستي يا به قول خودشان سافاري كار مي كند، مي گويد هنوز هم مجوز شكار مي دهند، البته فقط براي خارجي ها، البته شكار يك واقعيت است، هر چند هم كه اكثريت افراد جامعه مخالف آن باشند.
چه بخواهيم و چه نخواهيم واقعيت تلخي به نام اسلحه آن هم در آماري 7 رقمي وجود دارد. مي گويند امسال حدود يكهزار پروانه شكار صادر شده كه تازه درصدي از آن هم نصيب متقاضيان خارجي است، حتي برخي منابع آگاه بر صدور پروانه شكار خرس نيز معترفند، اما قطعا بقيه سلاح هاي موجود، همگي بي صدا بر ديوار اتاق نشيمن يا پذيرايي خاك نمي خورند. شكار از ابتدا يك مقوله جدايي ناپذير از زندگي بشر بوده و هنوز هم هست، اما با وضعيت بحراني كنوني حيات وحش كشورمان آيا هيچ راه چاره اي جز باز كردن در مناطق وجود ندارد. در هر حال شكار وجود دارد. با نصيحت هاي اخلاقي صرف هم نمي توان جلو آن را گرفت. راه مبارزه با شكار، مديريت زيستگاه ها و اعمال سختگيرانه و همه شمول قانون است. در اين ميان تفاوتي ميان شكارچي خودي و بيگانه وجود ندارد. نبايد روح بيگانه ستيزي يا بيگانه ترسي در اين مورد هم بر ما حاكم شود. در واقع شكارچيان خودي در بسياري موارد رفتارهاي بسيار بي رحمانه اي دارند كه مي توان به جاي واژه شكار بر آن صفت كشتار را اطلاق كرد. مواردي از اين دست زياد ديده ايم مثل دام گذاري در نزديكي تالاب ها و مسيرهاي پرواز پرندگان مهاجر، دام گذاري در رودخانه ها به هنگام مهاجرت ماهي ها از دريا براي تخم ريزي، كشتار كبك هايي كه از سرماي كشنده كوهستان به حاشيه روستا و شهر پناه مي آورند، ريختن بشكه اي پركلرين يا ايجاد انفجار در رودخانه براي بي هوش كردن و صيد دسته جمعي ماهيان، برداشتن جوجه هاي پرندگان شكاري، صيد دسته جمعي و شبانه گنجشك هايي كه بر درختان مي خوابند، كشتن بي تامل هر حيوان بخت برگشته اي كه از گرسنگي يا سرما به نزديكي سكونتگاه هاي انساني آمده باشد اعم از كل و بز يا گرگ و پلنگ و خرس و يوز و... . جاي تاسف است كه تقريبا همه ما از شكارچيان و مردم عادي تا بيشتر محيط بانان و دوستداران محيط زيست- كل و بز و قوچ و ميش را شكار مي ناميم. در فرهنگ برخي از ما، به طور كلي خود را از سرزمين طلبكار مي دانيم و كمتر كسي حاضر است براي دريافت خدماتي كه از محيط مي گيرد، مسئوليتي بپذيرد يا هزينه اي بپردازد. در اين ميانه به عقيده برخي كارشناسان، دادن مجوز شكار بسيار محدود و گران قيمت به خارجيان اگر كاملا حساب شده و با در نظر داشتن تعداد وحوش و سنجش وضعيت زيستگاه صورت گيرد، مي تواند عاملي در جهت مديريت منطقه باشد. به اين معنا كه دولت و محيط بانان مي توانند با دريافت پول خوب، خدمات خوب ارائه دهند؛ حضور شكارچي خارجي و راهنماي محلي يا محيط باناني كه همراه و مقيد به قانون ها و مقررات هستند، مي تواند مانعي براي حضور انبوه شكارچيان غيرمجاز خودي باشد. مي توان گفت كه يك خارجي در مقايسه با خودمان از قوانين ما بيشتر حساب مي برد و به اين دليل كمتر ممكن است كه تخطي كند. بهتر است پولي كه از شكارچيان خارجي گرفته مي شود، صرف ارتقاي مديريت همان منطقه اي كه در آن شكار مي كنند و صرف بهسازي وسايل محيط بانان و سر و وضع ظاهري آنان شود، يك محيط بان كه دوربين، اسلحه، موتورسيكلت و پوشاك مناسب و حقوق كافي (كه دست كم بايد دو برابر يك كارمند پشت ميزنشين باشد) داشته باشد، مي تواند چند برابر محيط باني كه نامجهز و كم درآمد باشد به منطقه خود خدمت كند. البته ناگفته نماند كه اقدام در جهت جامه عمل پوشاندن به اين طرز تفكر كه اتفاقا اخيرا هم بسيار رواج پيدا كرده، تنها در شرايطي ممكن است كه وضعيت تمامي مناطق به لحاظ زيستي بررسي شود و جمعيت وحوش موجود در آن كاملا مورد آماربرداري قرار بگيرد و البته در صورتي كه اين امر تحقق يابد، حداقل تا 5 سال آينده هيچ گونه مجوزي براي زيستگاه هاي شكننده كشورمان صادر نخواهد شد، چرا كه با توسعه روزافزون شهرنشيني، در كنار تعدي و دست اندازي انسان به مناطق امن وحوش كه اتفاقا قرار هم بوده دست نخورده باقي بماند، از جمله، چراي بي رويه دام، خشكسالي، آلودگي، معدن كاوي و به تازگي هم احداث منابع مصنوعي گاز و مانورهاي نظامي، فقط يك چيز كم دارد آن هم گلوله هايي است كه بي حساب و كتاب روانه اندك جمعيت باقيمانده حيات وحشمان مي شود و هر سال مناطق را به لحاظ تنوع گونه اي و ژني بر لبه تيز نابودي بيشتر و بيشتر مي لغزاند. توجيهات غيرعلمي مي گويند شكار به نفع طبيعت است. قوچ هاي پيري كه مزاحم گله هستند و اصولا با قلدري اجازه نزديك شدن قوچ هاي جوان ديگر را به گله ميش ها نمي دهند، حذف مي شوند و در ضمن قوچ هاي پير هم به خاطر كهولت سن دم مرگ به فلاكت نمي افتند، البته تا پير بودن را چطور تعبير كرده و چه مرز سني را برايش تعريف كنيم. تا حالا كه هر چه قوچ زده اند از 5 سال بوده تا 8 سال؛ يعني دقيقا اوج توانايي جسماني و قدرت بدني. تازه اگر سري به مناطق بزنيد به راحتي نسبت نامتعادل قوچ ها را به ميش ها درمي يابد. مگر يك قوچ، توانايي بارور كردن چند ميش را دارد. نهايتا اين نسبت در بهترين شرايط به يك به 5 برسد نه بيشتر، بنابراين در جمعيت قوچ ها كم وكسر هم وجود دارد، چه برسد به مازاد. و نكته آخر اينكه قوچ هاي سن دار سمبلي از ژن برتر در يك جامعه هستند و وجودشان حتي اگر بتوانند 3 ميش را هم بارور كنند به منظور تامين غناي زيستي گونه در يك زيستگاه حياتي است. بنابراين بد نيست كه مجوزهاي شكاري كه به قولي جهت تنظيم جمعيت و نسبت هاي جنسي با توجيهاتي نه چندان علمي داده مي شود، كمي با تامل تر صادر شود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 2:37 توسط مسعود -586 |
|
|
يك شكارچي ايراني در ارتفاعات ورجين در شمال تهران ركورد قوچ البرز مركزي را در جهان از آن خود كرد.
ميراث خبر يك شكارچي ايراني در ارتفاعات ورجين در شمال تهران ركورد قوچ البرز مركزي را در جهان از آن خود كرد. تاكنون شكاچيان زيادي از كشورهاي مختلف براي ركورد قوچ البرز به ايران سفر كردهاند. ولي در نهايت اين شكار خالص و جذاب را شكارچي ايراني از پا انداخت. طول شاخ اين قوچ 9ساله 74 و 75 سانتيمتر است. ويژگي ديگر اين قوچ خالص بودن نژاد البرزي آن است. اين ركورد روز بيستم آذرماه امسال به دست آمد و مجيد موسيخاني شكارچي ايراني كه سابقه شكار گوزن كانادا و سوئد را دارد ركورد اين گونه را نيز به نام خود ثبت كرد. قوچ البرزي كه بين شكارچيان بينالمللي طرفداران زيادي دارد داراي شاخ دايرهاي شكل بوده و ريش زير چانهاش كم و فلفلنمكي است. اغلب قوچهاي البرزي به خاطر تركيب با قوچ اوريال داراي ريش بلند هستند. خلوص نژادي يك امتياز براي ركورد شكار به حساب ميآيد. اين قوچ 9ساله ديگر قدرت باروري نداشته و شاخ بلندش موهاي گردنش را تراشيده است. شكارهاي تروفه بخشي از بهرهبرداري از طبيعت در قالب اكوتوريسم است. منطقه ورجين تحت حفاظت و مديريت اداره محيطزيست استان تهران قرار دارد. به گفته افشين كرمي رييس اداره اجرايي اداره نظارت و بازرسي سازمان محيطزيست تعداد پروانههاي شكار در استان تهران در سال جاري تاكنون حدود 40 پروانه بوده كه 5پروانه براي شكارچيان خارجي و بقيه براي ايرانيان صادر شده است. قيمت مجوز هر شكار در مناطق ويژه 232هزار تومان و در مناطق آزاد 21هزارتومان است. پروانه شكار ورجين به قيمت منطقه ويژه محاسبه ميشود. شكار بزرگ ايران كه معطوف به قوچ و كل ميشود جزو شكارهاي پرطرفدار دنياست. ركورد امسال قوچ البرز در ورجين توسط مجيد موسي خاني |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 2:33 توسط مسعود -586 |
|
|
با وجود تلاش فعالان محيطزيست براي حفظ گوزنزرد، اين گونه در معرض نابودي قرار گرفته و تخريب زيستگاه مهمترين عامل نابودي اين گونه منحصربهفرد ايراني عنوان شده است.
ميراث خبر گوزن زرد ايراني كه گونهاي ويژه ايران است به گفته «هرمز اسدي» استاد دانشگاه و اكولوژيست در معرض نابودي قرار گرفته است. شوري آب در جزيره اشك در درياچه اروميه، ورود تكنولوژي و شركتهاي نفتي در چغازنبيل، تخريب زيستگاه توسط روستائيان در دشت ارژن و زبالههاي شهري و بيمارستاني در شهر بابل عمدهترين دلايل در معرض خطر بودن اين گونه منحصر به فرد ايراني هستند. زيستگاه گوزن زرد زيستگاه گوزن زرد از زمانهاي دور بين رودهاي دز و كرخه بوده كه حدود 30 سال پيش "اپل" صاحب كارخانه اپل تعدادي از اين زير گونه را به آلمان و از آنجا به اسراييل انتقال داد. به گفته هوشنگ ضيايي مدير فعلي پروژه بينالمللي يوز ايراني، اين گونه به دليل جفتگيري با گوزنهاي اروپايي ناخالصي داشته و گوزن زرد خالص تنها در ايران زندگي ميكند. گوزن زرد به دليل ناياب بودن گونه خالصش در دنيا طرفداران زيادي براي تماشا و تحقيق دارد. كارشناسان محيطزيست تعدادي از اين زيرگونه را براي تكثير و پرورش به دشت ارژن در استان فارس، دشتناز و جنگل سمسكنده در استان مازندران و جزيره اشك در درياچه اروميه انتقال دادند. تعرض و تخريب هر كدام از اين زيستگاههاي انتخابي، اين گونه منحصر بفرد را روي تيغ تيز انقراض قرار داده است. حاشيه رودهاي كرخه و دز در دامنههاي زاگرس اصليترين زيستگاه اين زيرگونه به شمار ميرود. در زمان جنگ فعالان محيطزيست توانستند 250 راس از اين گوزنها را نجات دهند. دشت ناز در استان مازندران و جزيره اشك در درياچه اروميه زيستگاه اعلام شد. پيش از آن نيز تعدادي گوزن را به دشت ناز منتقل كرده و تعدادي را هم به جنگل سمسكنده برده و در حصار فنس رها كرده بودند. دشت ناز و تكثير گوزن زرد پناهگاه دشت ناز که حدود 55 هکتار وسعت دارد و در شمال شرقى سارى با فضايى از جنگلهاى جلگهاى قرار گرفته، از سال 1346 محل تکثير گوزن زرد ايرانى شده است. در اين پناهگاه ضمن حفاظت و نگهدارى گوزن زرد ايرانى که تعليف آنها دستى صورت مىگيرد، همه ساله تعدادى از گوزنهاى متولد شده را به حواشى رودخانه دز، كرخه و کارون منتقل مىکنند. گسترش كشاورزي و ويلاسازي اطراف زيستگاه اين گونه را تخريب كرده و به حيات گوزنهاي زرد لطمه ميزند. زبالهها در بابل جنگل سمسكنده پناهگاه ديگر گوزن زرد به وسعت هزار هکتار از گونههاى جنگلى - جلگهاى تشکيل شده است. در حال حاضر قسمتى از آن به نگهدارى تعدادى گوزن زرد ايرانى اختصاص دارد. اين جنگل نزديك شهر بابل واقع شده و اين در حاليست كه مسوولان شهر بابل سالهاست براي امحا و دفن زبالههاي شهري و بيمارستاني با مشكل رو در رو هستند. در جنگل سمسكنده كنار زيستگاه گوزن زرد شيرابههاي زباله روان است و بوي عفن آن فضاي جنگل را پر كرده است. در اين منطقه نيز گوزن زرد خالص ايراني در معرض خطر قرار گرفته است. تكنولوژي، آفت گوزن زرد در چغازنبيل نيز كه كهنترين زيستگاه گوزن محسوب ميشود، کاوشهاي نفتي و ورود تکنولوژي به اين منطقه رشد و پايداري جمعيت گونه را با مخاطره رو به رو كرده است. دوري از مناطق صنعتي و شركتهاي نفتي، منطقه چغازنبيل را به يكي از منحصربفردترين پناهگاهها و زيستگاهها براي حيات وحش به ويژه گوزن زرد و پرندگان مهاجر سيبري تبديل كرده بود، اما كاوشهاي نفتي و ورود تكنولوژي به اين محدوده اين منطقه بكر را دستخوش تغييرات ناخوشايند كرده است. با آغاز فعاليتهاي شركتهاي نفتي، وقوع انفجار و ساخت تاسيسات نفتي گريزناپذير است. دراثر آن محدوده حاشيه رود دز در درازمدت چهره طبيعي خود را از دست ميدهد. اين منطقه يكي از زيستگاههاي اصلي گوزن زرد دنياست. براساس اطلاعات كارشناسان محيط زيست در حال حاضر تعدادي از اين گونه گاوسان در اين منطقه نگهداري ميشوند. تخريب زيستگاه دشت ارژن نيز چندان امنيتي براي ادامه حيات گوزنهاي زرد ندارد. ضيايي درباره احياي دشت ارژن به ميراث خبر ميگويد:« پيش از انقلاب طرحي بينالمللي به نام طرح ارژن مطرح شد. زمينهاي زيادي از روستاييان و عشاير خريداري شد. پس از انقلاب زمينها پس گرفته شد. تمام منطقه را جمعيت روستايي اشغال كرد و نيزار و قوچ و ميش آن از بين رفت.» كارشناسان تعداد كنوني گوزن زرد ارژن را 33 راس گمانه ميزنند. فرشاد احسانمنش كارشناس روابطعمومي اداره كل محيطزيست استان فارس تعداد گوزن زرد را حدود 33 راس اعلام ميكند و ميگويد:« طي اين سالها، تخريب زيستگاه بطوري پيش رفته كه گوزنهاي زرد نتوانستند، رشدي بيش از اين داشته باشند. شكلگيري روستاها، وجود تلمبه آب و رونق كشاورزي گستره زندگي گوزن زرد را تنگتر ميكند.» اين در حاليست كه هر جفت گوزن سالانه قدرت بازآوري يك گوساله دارد. به گفته هوشنگ ضيايي مولف كتاب پستانداران ايران، حدود 10سال پيش 30 راس گوزن از منطقه دشتناز ساري به دشت ارژن منتقل شد. ولي تاكنون تنها سه راس به اين گله اضافه شده است. شوري اشك تعدادى از گوزنهاى دشت ناز به جزيره اشک در درياچه اروميه انتقال داده شدهاند. پيرامون اين پناهگاه حصارکشى شده و گوزنها را از پشت ديوارهاى سيمى مىتوان مشاهده کرد. با رشد شوري اين درياچه و كم شدن علوفه، اين منطقه نيز چشمانداز روشني براي آينده حيات گوزن زرد ندارد. گوسفندهاي وحشي جزاير درياچه اروميه كه اغلب زيرگونه نژاد ارمني است، طي سالهاي اخير با افت جمعيتي مواجه شده و عمده دليل آن شورتر شدن درياچه و كمبود علوفه است.از اين رو حيات گوزن زرد نيز در معرض خطر است. شناسنامه گوزنزرد نر ايران داراي شاخهاي بلند و پهني است كه ارزش تروفه دارد. طول بدن اين گوزن حدود 150 تا 240 سانتيمتر، طول دم 16 تا 20 سانتيمتر، ارتفاع آن در ناحيه شانه 85 تا 110 سانتيمتر و وزن آن از59 تا 130 كيلوگرم است. رنگ زمينه بدن قهوهاي آهويي دارد و از زيرگونههاي گاوسان ارزشمند به شمار ميرود. از تعداد گوزن زرد در ايران آمار دقيقي وجود ندارد و به گفته ضيايي تهيه اين آمار نيازمند سرشماري و بررسي اين گونه است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 2:32 توسط مسعود -586 |
|
|
در حالي كه از ارائه طرح قرقهاي اختصاصي به سازمان محيطزيست سه سال ميگذرد، مقرر شد تا پيشنويس آن به زودي راهي شوراي عالي محيطزيست شود.
طرح قرق اختصاصي شكار كه قرار است طبق گفته سازمان محيطزيست از مناطق آزاد تحت مديريت اين سازمان شروع شود براي حفاظت، تكثير و پرورش گونههاي جانوري به طور آزمايشي در 4 منطقه اجرا ميشود. در اين طرح اين مناطق مورد حفاظت ويژه قرار ميگيرند، نيروها و امكاناتي از سوي بخش خصوصي براي حفاظت از محيطزيست در آنها به كار گرفته ميشوند و نيروهاي محلي به عنوان محيطيار با اين طرح همكاري ميكنند. 4 منطقه حيدريه در خراسان شمالي، ورجين در ارتفاعات البرز در شمال تهران و بخشي از طالقان با هدف پرورش و نگهداري قوچ و ميش و منطقه سهرين زنجان و غميشلو در استان اصفهان با هدف پرورش و تكثير آهو براي قرق اختصاصي در نظر گرفته شدهاند. طرح قرق اختصاصي كه يكي از بسترهاي اجراي تورهاي تماشاي حيوانات به حساب ميآيد، باعث تكثير و پرورش علمي گونهها در طبيعت و حفظ زيستگاه و جمعيت آنها ميشود. در اين طرح بخش خصوصي به كمك سازمان محيط زيست ميآيد و مناطقي را تحت مديريت خود و با نظارت سازمان محيطزيست اداره ميكند. افشين كرمي معاون اداره نظارت و بازرسي، اولويت واگذاري مديريت مناطق حفاظتشده به بخش خصوصي را مناطق آزاد زيستمحيطي ميداند و ميگويد:«ابتدا از مناطق آزاد شروع ميكنيم. اگر نتيجه كار با بخش خصوصي در اين مناطق مثبت بود، راه براي ورود به مناطق حفاظتشده ديگر هم باز خواهد شد.» چندي پيش نيز اسماعيل رمضاني، رييس اداره نظارت و بازرسي خبر از تجهيز گارد حفاظتي به امكانات مدرن داده و گفته بود كه پاسگاهها صاحب خودروهاي دو ديفرانسيل مناسب و قوي خواهند شد و سلاحهاي مجهز به كمك نيروهاي گارد ميآيد و پاسگاهها به سيستم مونيتورينگ تجهيز ميشوند. در صورت تحقق طرح قرقهاي اختصاصي شكار، شاهد دگرگونيهايي در وضعيت حياتوحش خواهيم بود كه ميتواند به حفاظت و بهرهبرداري پايدار از گونهها كمك كند. تكثير، پرورش و حفاظت جزو وظايف قرقداران به حساب ميآيد. تورهاي تماشاي حيوانات بهترين روش بهرهبرداري از مناطق تحت قرق است. در فصل شكار و در صورت حضور حيوان نر و مسن(تروفه) با نظارت محيطزيست مجوز شكار صادر ميشود. در فصول ديگر تورهاي تماشاي حيوانات منبع درآمد قرقبانان خواهد بود. عرصههاي محيطزيست ايران حدود 13 ميليون هكتار است. مناطق حفاظتشده، پاركهاي ملي، تالابها و مناطق ويژه جزو قلمرو اين سازمان به حساب ميآيد. قرق خارج از اين مناطق آغاز ميشود و به گفته كرمي در صورت موفقيت مجري به مناطق حفاظتشده منتقل ميشود. شركتهاي متقاضي براي فعاليت در اين عرصه نخست بايد طرحشان را به تاييد سازمان ميراث و گردشگري رسانيده و طي تفاهمنامه دو سازمان كارشان را آغاز كنند. تكثير، پرورش و حفاظت جزو وظايف قرقداران به حساب ميآيد. هنوز درباره ميزان سرمايه لازم براي ورود به قرق اختصاصي اطلاعاتي منتشر نشده است. ولي پيشبيني ميشود، داشتن سابقه علمي و اجرايي يكي از شرايط ورود به عرصه سرمايهگذاري در اين مناطق است. از آنجا كه حياتوحش ايران منحصر به فرد است و تنوع زيستي فلات پهناور ايران به تنهايي عاملي بزرگ براي تورهاي ورودي به شمار ميرود، طرح قرق اختصاصي شكار ميتواند دريچهاي نو براي ورود علاقهمندان به طبيعت ايران و آغاز بهرهبرداريهاي اكوتوريستي باشد، زيرا سرمايهگذاران به ياري محيطزيست ميآيند و به طور حتم در افزودن تجهيزات و تعداد تروفههاي_شكارهاي ركورد ورزشي_ سالانه نقش مهمي دارند. آمريكاييها در سال 2002 بالغ بر 17 ميليارد دلار از تورهاي تماشاي پرندگان عايدشان شد. در سال 2003 بيش از 14 ميليون نفر ژاپني براي تماشاي حياتوحش به مسافرت پرداختند.حياتوحش ايران صندوق ذخيره ارزي نهفتهاي است كه ميتوان بدون آسيبرساندن به طبيعت از آن بهرهبرداري كرد. ايجاد زيرساختهاي ارزان در كشور براي كسب درآمدهاي هنگفت از راهاندازي تورهاي تماشاي حيوانات و پرندگان ضرورت دارد. ايران با 164 پستاندار و 515 پرنده توانايي بالقوه و بينظيري براي جذب ثروتهاي اكوتوريستهاي دنيا دارد. كاميل جعفري از بانيان طرح قرق اختصاصي درباره حياتوحش ايران ميگويد:« تا همين چند سال پيش منطقه خوشييلاق «سرنگتي» ايران ناميده ميشد. ولي بهرهبرداري بيبرنامه موجب وارد شدن لطمات جبرانناپذيري شد. با وجود قرق اختصاصي بهرهبرداري روال منظمي پيدا ميكند. شرايط اقليمي ايران برخي مواقع باعث گردهمآيي گونههاي متعددي در اين خطه شده است كه در نوع خود ثروتي بيبديل به حساب ميآيد. اگر شكار و مناطق مختلف در راستاي توسعه اقتصادي بر اساس رعايت موازين زيستمحيطي، مديريت شود، ايرانيان ثروت اندوخته زيادي به دست ميآورند. در طرح قرقهاي اختصاصي منابع درآمدي براي مردم محلي و سرمايهگذاران به وجود ميآيد كه ميتوان براي نگهداري و پرورش گونهها هزينه كرد.» پيشبيني ميشود با اجراي طرح قرقهاي اختصاصي در اين مناطق چند هكتاري، روستاييان و جوامع محلي صاحب شغلهايي با درآمد مكفي شوند. جوانان ورزيده شده در كوه و دشت، تحتنام «محيط يار»، شانه به شانه محيطبانان در طبيعت به حفاظت از گونهها بپردازند. روي رفتار حياتوحش دقيق شوند و ضمن آموزشهاي تئوري، تجارب ارزندهاي به دست آورند. علاوه بر راهنما، امكانات اقامتي از جمله نيازهايي است كه در طرح قرق اختصاصي گنجانده شده است. در واقع زيرساخت اين قبيل تورها در برابر درآمد حاصل از آن بسيار ناچيز است. بسترسازي فرهنگي در اولويت نخست اين طرح قرار دارد. دكتر "هرمز اسدي" اكولوژيست ايراني كه كارنامهاي درخشان از اجراي پروژههاي بينالمللي دارد، درباره روشهاي اجرايي تور تماشاي پرندگان ميگويد: «بايد كار ميداني شكل بگيرد. نميشود از پشت ميزها براي گونههاي جانوري تعيينتكليف كرد. راهنمايان بايد آموزشهاي كافي ديده باشند.» وي ضمن اشاره به دورههاي آموزشي ميگويد:«حدود 6 ماه در تيپ هوابرد، دوره ديدم تا بتوانم در طبيعت زندگي كنم و بدون آسيبرساني به حياتوحش روي گونهها به مطالعه بپردازم.اغلب راهنمايان تورگرداني ما فاقد توانايي لازم براي اجراي تورهاي تماشاي پرندگان و چرندگان و گوشتخوارانند. آموزش آنان همراه با تنظيم طرح قرقهاي اختصاصي از ملزومات است.» از ديگر مزاياي اجراي طرح قرقهاي اختصاصي آن است كه اجازه ورود شكاركشها به منطقه سلب ميشود، چرا كه محيطيار و محيطبان همه جا حضور دارند. امكان حفظ گونهها افزايش مييابد و به تبع آن از تروفههاي بيشتري برخوردار خواهيم شد. در فصول غيرشكاري نيز تورهاي تماشاي حياتوحش اجازه ورود شكاركش را نميدهند. از نظر كارشناسان اكوتوريسم و دوستداران طبيعت تمامي اين نكات بيانكننده نياز به طرحي جامع و كامل مانند طرح قرق شكار است كه هم در حفظ و گسترش حياتوحش ياريرسان باشد و هم اين قابليت كمنظير ايران را به درآمدزايي برساند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 2:30 توسط مسعود -586 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از من بيشتر بدانيد:
مسعود مهندس مکانیک - گرایش طراحی جامدات Gmail : damghanhunter.blogfa@gmail.com |
| پیوندهای روزانه |
|
مهندس دات كام قرن 21 با كلي موسيقي در انتظار شما آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|